احساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان /قسمت اول


احساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان /قسمت اول

احساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان

  وقتی اولین بار متوجه شدم سرطان دارم، اصلاً آن را باور نمیکردم. همه فکرهایی که به ذهنم خطور میکرد، «امکان ندارد، اشتباه کردهاند، همیشه سالم بودهام، من سرطان نمیگیرم» بود. همیشه سرطان را در افراد «ضعیف» یا ابل شانس» تصور میکردم. نمیتوانستم واقعیت را قبول کنم. با گذشت زمان و گذراندن مراحل مختلف درمان، متوجه شدم که انواع مختلفی از احساسات و عواطف را تجربه کرده ام. سرطان فقط یک جنبهٔ هیجانی را شامل نمی شود؛ رنگینکمانی از احساسات و عواطف به درجات متفاوت و در مراحل مختلف درمان و بهبود، ما را در بر میگیرند. درمان معمول سرطان روشی تهاجمی است و انجام عمل جراحی، هم از نظرجسمی و هم از نظر روحی ناراحت کننده است. پرتودرمانی و شیمی درمانی اغلب بیشتر از خود بیماری باعث ناراحتی و درد می شوند. درمان ممکن است چندین هفته، ماه یا حتی سال طول بکشد و بیمار، علاوه بر عوارض جانبی جسمی و روحی، تحت فشار مجموعه ای از واکنش های هیجانی ناشی از مراحل درمانی قرار میگیرد. قانع کردن خود به اینکه در حال بهبود هستید مشکل است. وقتی احساسی می کنید از زمان تشخیص بیماری بدتر شده اید، خوشی بین بودن دشوار میشود. به نظر میرسد این درد پایانی ندارد. حتی تصور احساس سلامت مجدد دشوار است، گرچه این بزرگترین آرزوی قلبی است. امیدوارم بتوانم به بیماران سرطانی، و دوستان و خانوادهٔ آنان کمک کنم تا بتوانند طیف هیجانات در طی جدال سنگین با سرطان، چگونگی برخورد با آنها به طریقی مثبت، و هدایت آنان به سود بهبود مورد نیاز را درک کنند.بهت و ناباوریبهت اولین واکنش احساسی به واقعیت ابتلا به سرطان است. وقتی پزشک شما را از وجود سرطان آگاه میکند، جریانی سرد تمام بدن را پر میکند، پشت انسان تیر میکشد، و انگار تیری به قلب آدم زده می شود. بخشی از انسان میخواهد در تاریکی فرورفته و برای همیشه ناپدید شود. ادم دلش نمی خواهد با کسی صحبت کند، چیزی بشنود، یا تصمیمی بگیرد. ذهن و بدن کرخت می شوند. کمتر کسی میتواند کاری برای تسکین این درد انجام دهد. بهت در برخی افراد خانواده هم بروز می کند و با احساسی ناباوری همراه است. وحشتزدگی هم غیرعادی نیست، چون ما اغلب سرطان را همراه با مرگ و از دست رفتن زمان میپنداریم. وحشت نکردن بسیار مهم است. در بیشتر موارد، فرصت تصمیم گیری هست، و میتوان با تغییر نظر مناسب ترین راه درمان را انتخاب کرد. در آغاز ممکن است بسیار توان کاه و مرعوبکننده به نظر آید، ولی با گذشت زمان، سازوکارها و نگرشهایی برای سر کردن با این تغییر پیدا می شود. رویارویی با احتمال مرگ هم طبیعی است، و رودررو شدن با احتمالمرگ یعنی آموزش یادگیری رودررو شدن با زندگی! شکیبایی تنها چیزی است که در این مقطع کمک کننده است - باید صبر کنید با این احساسات بگذرند. بهت، ترس و وحشت در هر موقعیتی، چه با شنیدن خبر یک حادثه، مرگ یکی از عزیزان، یا از دست دادن چیزی باارزش، طبیعی است و به موقع روی می دهند. یک چیز قطعی است: هیچ چیز در زندگی همیشگی نیست. با گذشت زمان، زندگی تغییر میکند و احساسی بهت، سوگ و ناباوری هم میگذرد. باید به خاطر داشت همه ما یک جدول هیجانی ثابت نداریم. ممکن است یکی از اعضای خانواده نیاز به صحبت کردن داشته باشد، در حالی که دیگران تنهایی را ترجیح دهند و درونگرا شوند. مهم این است که به فرد مبتلا به سرطان، امکان تصمیم به موقع داده شود. عشق، همدردی، درک و شکیبایی خانواده و دوستان برای دادن اطمینان به فرد بیمار لازم است. اگر بیمار درک کند که پشتیبانی کافی عزیزان را با خود دارد، سریع تر از حالت بهت خارج میشود. به یادداشته باشید که این مرحله ای است که همه بیماران سرطانیی باید طی کنند نزدیکان بیمار هم فقط صبور و آماده شنیدن حرفهایشان باشید.احساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان /قسمت دوماحساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان /قسمت سوماحساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان /قسمت چهارماحساسات و عواطف در طی مراحل تشخیصی، درمان و بهبود از سرطان /قسمت پنجم

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد