اختلالات خلق


اختلالات خلق

اختلالات خلق

 خلق به حالت هیجانی مداوم درونی فرد اطلاق می شود. شاید تعداد کسانی که هرگز در یک «حالت خلقی» نبوده اند - اندوهگین، دلسرد، حتی افسرده)- برعکس، خوشحالی، خوشبین و فعالی، وراء احساس های معمولی شخص - بسیار اندک باشد یا اصلاً نتوان چنین کسی پیدا کرد. گاه به گاهی غمگین بودن چیزی طبیعی است؛ و به همان نسبت طبیعی است که گاهی شخص از دوره ای بگذرد که احساس کند همه چیز روشن و درخشان است، سرشار از نیرو و خوش بینی است و چنان فعالی که گاهی به مرز شیدائی میرسد.اختلال افسردگی اساسی و اختلال دو قطبی نوع I، مهمترین انواع اختلالات خلقی محسوب می شوند.همه گیری شناسی1-میزان شیوع اختلال افسردگی اساسی در طول عمر حدود ۱۵ درصدقابل ملاحظه در پیدایش اختلال خلقی عاملی ژنتیک است. وابستگان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک، ۸ تا ۱۸ بار مستعدتر از افراد عادی در ابتلاء به اختلال دو قطبی نوع یک و ۲ تا ۱۰ بار مستعد تر از اختلال افسردگی اساسی می ہاشند. این ارقام در مورد وابستگان درجه اولی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به ترتیب ۱/۵ تا ۵ / ۲ برابر و ۲ تا ۳ برابر است. در صورت ابتلای یکی از والدین به اختلال دو قطبی نوع یک، احتمال ابتلای فرزندان به اختلال خالقی ۲۵ درصد و در صورت ابتلای هر دو، شانس بچه ها برای ابتلاء به اختلال خلقی به ۵۰ تا ۷۵ درصد میرسد. میزان ابتلاء توأم برای اختلال دو قطبی نوع یک، ۳۳ تا ۹۰ درصد است. میزان ابتلاء توأم برای اختلال افسردگی اساسی در دوقلوهای یک تخمکی حدود ۵۰ درصد است. در مورد میزان ابتلاء توام دو قلوهای دو تخمکی برای اختلال دوقطبی نوع یک حدود ۵ تا ۲۵ درصد و برای اختلال افسردگی اساسی ۱۰ تا ۲۵ درصد است. ۲- عوامل بیوشیمیائی: به نظر میرسد که عواملی بیوشیمیائی بر ناقل های عصبی مغز، که تنظیم کننده عبور تکانه های عصبی از شکاف سیناپس بین نورونهای مغز هستند، تأثیر میگذارند. توجه به این احتمال با مشاهده این که چندین نوع درمان زیست شناختی مورد استفاده در اختلالات خلقی - مثل الکتروشوک درمانی، داروهای ضد افسردگی و لیتیوم - در غلظت مواد بیوشیمیائی در سیناپس ها و تعیین تسهیل یا کندی انتقال تکانه های مغزی در راه های عصبی خاصی مؤثر واقع میگردند معطوف شد.۳۔ عوامل عصبی - غددی: غدد درون ریز ہدن مایعاتی (ھورمون ہائی) ترشح میکنند و تأثیر این عوامل هورمونی کانون پژوهش های زیادی بوده است. یک ماده هورمونی، کورتیزول، مخصوصاً مظنون به مؤثر بودن در پیدایش اختلالات خلقی است. هیپوتیروئیدیسم (کم کاری غده تیروئید) ایز به نظر میرسد با افسردگی رابطه دارد. ترشح هورمون رشد به هنگام خواب در بیماران افسرده کمتر از حالت طبیعی است.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد