از برخورد شخصیت ها دست بکشید


از برخورد شخصیت ها دست بکشید

از برخورد شخصیت ها دست بکشید

 وقتی اشخاصی درباره مشکلات کاری خود با من صحبت میکنند، یکی از مشکلات آنها برخورد مسئولیت هاست. مثلاً میگویند «من نمی توانم با بعضی از اشخاص کنار بیایم»، «شخصیت بعضی ها با شخصیت من جور در نمیآید». فرض آنها این است که بعضی از شخصیت ها با هم ترکیب نمی شوند. اشخاص خجالتی نمی توانند با اشخاصی معاشرتی کنار بیایند. اشخاص حساس نمی توانند با اشخاصی پرخاشگر کنار بیایند و این موجب تأسف است زیرا معمولاً ما نمی توانیم شخصیت هایی را که می توانیم با آنها کنار بیاییم انتخاب کنیم.به آسانی می توان متوجه شد که چرا کسانی این فرضیه سازی ها را میکنند، در حالی که در عمل مسئله ای به نام برخورد شخصیت نداریم. اگر داشتیم فرضیه سازی ما باید همیشه مصداق پیدا میکرد. من کسانی را دیده ام که شخصیت های متفاوت داشته اند، با این حال در کنار هم به طرزی عالی کار کرده اند. کسانی هم میگویند «متوجه منظورتان هستم. اما برخوردهای شخصیتی من بسیار جدی اند». این حرف را بسیاری به من زده اند.البته من مانند بسیاری از دیگر افراد ترجیح می دهم با بعضی از گونه های شخصیتی بیشتر کار کنم. مثلاً من دوست ندارم با کسانی که بیش از اندازه پرتحرک اند کار کنم. اما در واقع به این نتیجه رسیده ام که اگر ملایمت به خرج دهم و اگر کمی وقت بگذارم و تلاش کنم، می توانم با هر کسی کارکنم. من فرض را بر این گذاشته ام که کنار آمدن با دیگران بخشی از شرح وظایف من است. به عبارت دیگر، برای اینکه بتوانم با دیگران کار کنم، قبول مسئولیت می کنم. من توپ را در زمین خودم حفظ میکنم. من اجازه نمی دهم رابطه ام با دیگران موجب ناراحتی و احساسی شکست و ناکامی ام شود. امی و ژان آموزگاران کلاس چهارم در یک مدرسه اند. به من گفته بودند که آموزگاران برای اینکه بهتر به هدف های خود برسند، باید با هم همکاری کنند. اشکال این دو آموزگار آن بود که نمی توانستند یکدیگر را تحمل کنند و پیوسته در تمام انتقاد از یکدیگر حرف میزدند و به طرز تدریس یکدیگر ایراد میگرفتند. هر دو آنها فکر میکردند که شخصیت هایشان با هم رو در روست. آنها علاوه بر اینکه پشت سر درباره یکدیگر حرف میزدند، در حضور والدین هم از یکدیگر ایراد میگرفتند و در جلسات اولیا و مربیان پیوسته علیه یکدیگر اظهارنظر میکردند. امی، ژان را متهم می کرد که نظم و انضباط ویژه ای را تحمل نمی کند، در نتیجه دانش آموزان نخواهند توانست برای رفتن به کلاس پنجم به آمادگی لازم برسند. از سوی دیگر، ژان می گفت که امی معلم بی صلاحیتی است. این ناتوانی آنها در احترامگذاری به تفاوتهایشان موجب تأسف و ناراحتی اولیایی دانش آموزان شده بود. باقیماندهٔ مدت تحصیلی در مدرسه پر از استرس، خشم و نگرانی برای والدین و وجود رنجش خاطر میان دو آموزگار بود. آنها به جای اینکه به تفاوت های شخصیتی توجه کنند و بدانند که به این طریق نمی توانند محیط مناسب تری برای یادگیری دانش آموزان فراهم آورند،تفاوت های خود را شخصی ارزیابی میکردند و ناراحتی و دلخوری خود را به نمایش می گذاشتند. در چنین شرایطی، مانند بسیاری از شرایط مشابه دیگر، برندهای وجود نخواهد داشست. کنار گذاشتن برخوردهای شخصی در زندگی کاری من تفاوت های فراوانی را ایجاد کرده است. من شخصاً به این نتیجه رسیدهام که اگر با کسانی کار کنم که با من متفاوت اند، معمولاً به سود من است. وجوه این تفاوت ما کار مراجالب تر میکند. من توصیه می کنم شما هم در زمینه برخوردهای شخصیتی خود با دیگران موضعی همچون من بگیرید. به این ترتیب بار سنگینی را از دوش های خود برمی دارید.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد