از روابط عاطفی در بزرگسالی چه میدانید؟


از روابط عاطفی در بزرگسالی چه میدانید؟

از روابط عاطفی در بزرگسالی چه میدانید؟

روابط عاطفی

اگر در طول زندگی کودک تابلوغ تغییرات و تجربیات و یا وقایع اثرگذار و جدی رخ ندهد (که معمولاً رخ میدهد) الگوی پیوند عاطفی که میان کودک با مادر (یا مراقب اصلی) در سه سال اول تولد (خصوصاً ۳ تا ۱۲ ماهگی) شکل گرفته است در سراسر بقیه عمر فرد تقریباً پایدار و ثابت باقی میماند با این تفاوت که از حیطه مادر خارج گشته و به اطرافیان و در کل، جهان تعمیم می یابد و تقریباً در تمامی جوانب زندگی و شخصیتی فرد (احساسات، رفتار، ادراک و تفکر) سایه می افکند. این الگو همچون ترازو و عینکی برای فرد عمل میکند تا با آن خود، افراد، رابطه و به نوعی دنیای پیرامون خود را بنگرد و ارزیابی کند. از این بابت می توان بزرگسالان را به چهار گروه اصلی زیر تقسیم نمود (تقریباً با انواع پیوند عاطفی دوران کودکی همخوانی دارند): الف) مطمئن و امن (Secure): تقریباً فقط چنین فردی است که می تواند عشق واقعی و اصیل را تجربه کند، زیرا....به خود، دیگری و رابطه و پایداری آن اعتقاد و اعتماد دارد - از احساسات خود مطلع بوده و می تواند غالباً احساسات دیگران را درک کند. - از اعتماد به نفس و حرمت نفس نسبتاً خوبی برخوردار است. .مهربان، شفیق و مراقب است - - توانایی درک، تحمل و پذیرش تفاوتها را دارد.- از نزدیک شدن به دیگران و برقراری روابط نزدیک نه تنها نمیترسد و نگران نیست بلکه رضایتمند و خشنود نیز می شود.- از ابراز و آشکار کردن خود برای دوست صمیمی اش (از جمله محبوب و معشوق خود) ترس و نگرانی ندارد. - در عین استقلال فردی از اتکاء به یکدیگر خشنود و راضی است و در مشکلات و سختیها، فردی قابل اعتماد و حمایت گری بوده و آمادگی و امید دریافت حمایت و کمک از  دوست  یا محبوب را نیز دارا است - وفادار و  متعهد است. کشمکش ها اختلافات، استراتژی سازنده تری بکار میبرد و سازگارتر  و نه سازش کار) است - لحظات و اوقات مثبت و خوش بیشتری در ارتباطات دارد (موارد مثبت بیش از )منفی- اگرچه دوری از محبوب برایش ناخوشایند است ولی بر هم نمی ریزد و پس از مدتی زندگی عادی همچنان برایش معنی دار و لذت بخش است (هر چند با محبوب.)لذت بخشی تر و کاملتر است - از اینکه محبوب حتی بدون حضور او خوشی و شاد باشد نه تنها ناراحت نمی شود بلکه خشنود نیز می شود.- خودخواه و حسود نیست..خلاق، نوآور  و مولد استب) عزلت طالب یا دوری گزین (Dismissing/ AVoidant): موضوع و مشکل اصلی چنین افرادی مسئله اعتماد است. اگرچه احساسی اعتماد و امنیت نه یک قدر مطلق بلکه یک مؤلفه متغیر با شدت و ضعف متفاوت در موضوعات مختلف است ولی این افراد در کلی نسبت به دیگران و رابطه شکاک و بدبین هستند و در ضمیر ناخودآگاهشان (حافظه تلویحی) افراد و روابط غیرقابل اعتماد هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود (درست برعکس افراد امن و مطمئن) و به همین دلیل از نزدیک شدن و برقراری ارتباط صمیمانه و آشکارسازی خود بسیار گریزان هستند و حتی خود را بی نیاز از چنین ارتباطهایی میپندارند. به دلیل این ویژگی، آنها از دوری و جدا شدن طرف مقابل در ظاهر چندان به هم نمیریزند (ولی در واقع ناراحتی خود را به درون میریزند).این افراد برای مقابله با حس تنهایی درونی خود بیشتر به خود متکی می شوند و به همین دلیل غالباً افرادی خونسرد (به عبارت دقیق تر بی تفاوت و بیخیالی)، جاه طلب، بلند پرواز، خودجوش و موفق هستند. آنها بدلیل سرکوب کردن احساسات خود، در مواقع بحرانی، منطقی عمل کرده و معمولاً از ورود به کشمکش و تنازع خودداری کرده و بیشتر رفتاری تحقیرآمیز و انفعالی - تهاجمی از خود نشان میدهند. علاوه بر پیوند عاطفی ناامن دوری گزین دوران کودکی، علل دیگری همچون افسردگی، وقایع و حوادث ناگوار (PTSD، از جمله سابقه شکست ارتباطی) و برخی از اختلالات شخصیتی نیز میتوانند موجب پیدایش چنین الگوی ارتباطی عاطفی در فرد شوند. نکته: بسیاری از افراد عزلت طلب (و شکاک) بطور ناخودآگاه بیشتر افراد مسئله دار و مشکوک را انتخاب می کنند تا تاییدی برای الگوی بی اعتمادی درونی خود بدست آورند.مهر طلب ، یا دودل یا پریشان :چنین افرادی تمایل زیادی به برقراری ارتباط نزدیک و صمیمانه دارند (بدلیل وجود درجاتی از امید) ولی بدلیل شک غیرقابل رفع، ترس و غالباً نگرانی از رهاشدن تمام وجود آنها را در بر میگیرد و برای رفع آن دائماً بدنبال اطمینان یافتن و تایید از طرف مقابل هستند و به همین دلیل شدیداً گوش بزنگ و خرده بین بوده و به معنیواقعی گدای محبت، تائید، تعریف، تمجید و توجه هستند. حسادت شدید (ترس از دست دادن جفت) از ویژگی های بارز و مشخص چنین افرادی است. همچنین این افراد غالبا کنترل کننده، شکاک، خرده گیر، انتقادگر و جر و بحث کننده هستند (بهاصطلاح به همه چیز گیر میدهند).نکته: ترس از رهاشدن می تواند به صورت ترس از خیانت و بی وفایی و یا مایوس شدن از جفت باشد و در واقع افراد مهر طلب با چنین پیش زمینه ذهنی ممکن است خود پیشگام خیانت شوند و در مطالعات دیده شده استکه احتمال بی وفایی و عدم تعهد در این افراد بیش از سایر گروه ها است.ت) به هم ریخته یا بی پاسخ مانده یا عشق و نفرت (Disorganized/unresolved or love &hate): در این افراد که اکثرا سابقه کودک آزاری یا از دست دادن پدر و یا مادر در دوران کودکی وجود دارد یک نوع گسستگی احساسات و افکار وجود دارد. آنها خود را بسیار ناقص و فاقد ارزشی دوست داشته شدن پنداشته و خود را قربانی و طلبکار میدانند. با وجود تمایل به ارتباط، ازنزدیک شدن و برقراری ارتباط صمیمانه می ترسند. غالباً خودخواه یا خودشیفته (در برابر خود دوست)، کنترل کننده، متوقع، ضد اجتماعی، پرخاشگر، بی توجه به قواعد و مقررات، احساسی همدردی و پشیمانی پایین، عدم پذیرش مسئولیت رفتار خود و مستعد انواع اعتیادها هستند.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد