از شخصیت وابسته چه میدانید؟!


از شخصیت وابسته چه میدانید؟!

از شخصیت وابسته چه میدانید؟!

شخصیت وابسته 

وابستگی و گره خوردن افکار، باورها، احساسات و رفتارشان به دیگران (بی کفایتی خود) و ترس شدید از تنهایی است. هسته اصلی شخصیتی این افراد حرمت نفس پایین و نیازمند بودن به دیگران است. آنها افرادی مطیع، منفعل و ضعیف هستند و تمایلی برای ابراز مخالفت با دیگران ندارند و تمامی سعی خود را می کنند تا رضایت و خرسندی (حتی نامشروع) دیگران را بدست آورند (مبادارها و تنها شوند). آنها به راحتی تحت تاثیر و مورد سوء استفاده دیگران قرار میگیرند و به معنی واقعی افرادی آویزان و توسری خور هستند (اگرچه فرد ممکن است آن را به صمیمیت، محبت و مهربانی زیاد خود نسبت دهد). این افراد همانند افراد با شخصیت مرزی از تنهایی و رهاشدن بسیار هراسان هستند. این نوع شخصیت با ویژگیهای زیر مشخص می شود: - حتی در تصمیم گیری های ساده نیز مشکل دارند. برای مثال، در انتخاب و پوشیدن لباس بایستی نظرات دیگران (مثلا همسر) را نیز بپرسند و یا اینکه حتی چه چیزی سفارش دهند و بخورند؟ یا چه برنامه ای را نگاه کنند؟ نظرشان در مورد مسئله خاصی چیست؟؛ در چه کلاسی شرکت کنند؟؛ سردشان است یا نه ؟ و… - میخواهند که دیگران بجای آنها مسئولیت زندگیشان را به عهده بگیرند. از آنجائیکه آنها خود را از نظر استقلال و توانمندی ناقص و بی کفایت میدانند (در ضمیر ناخودآگاه) در اکثر موارد نقش منفعل و درمانده را بازی کرده و از پذیرش مسئولیت زندگی به عنوان یک فرد بالغ سرباز میزنند. آنها بطور مشخص تصمیمات مهم و اصلی زندگی شان را به همسر یا والدین و یا دوستان خود می سپارند (نظیر انتخاب شغلی، محل سکونت، رشته تحصیلی، انتخاب همسر یا دوست و ...). البته نبایستی این مسئله را با مشورت اشتباه کرد. در مشورت فرد نظرات دیگران را بدون پیش داوری می شنود، بر اطلاعات خود میافزاید، و استدلالها را به طور منطقی و عقلانی (و نه احساسی) مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و آنگاه خود تصمیم نهایی را گرفته و براساس آن عمل می کند (چه مخالف نظر دیگران باشد و چه موافق). - در ابراز مخالفت با دیگران مشکل دارند. آنها بدلیل ترسی از عدم تائید، محرومیت از حمایت و یا طرد شدن، حتی با چیزی که درست نمیدانند بهسختی مخالفت می کنند و به اصطلاح راحت کنار میآیند و بسیار سازشکارهستند (و نه سازگار)؛- به سختی خود آغازگر چیزی هستند. آنها اعتماد به نفس کمی دارند و بر اینرا نالایق یا ناتوان در درک و یا انجام کاری که با آن روبرو هستند میدانند (چهجوری بنزین بزنم؟؛ گاز چه جوری روشن می شه؟ اگر گرسنه شون شد چی کار کنم؟؛ من نمیدونم؛ بگوچی درست کنم؟؛ و...). - گاهی برای جلب حمایت، توجه و موافقت دیگری تن به کارهای ناخوشایند نیز میدهند و یا برای آنچه که میخواهند از طرفشان بدست آورند از خودگذشتگی به خرج داده و یا سوءاستفاده رفتاری، کلامی و یا جنسی دیگری را تحمل می کنند (بخوبی نقشی مظلوم و قربانی را بازی می کنند). - در صورت تنها بودن بسیار نگران شده و یا احساس درماندگی و بیچارگی می کنند. به همین دلیل اگر طرفشان تأخیر کرده باشد، نگران شده و نمیدانند چه کاری انجام دهند؟ یا در رابطه ای که چیزی بجز بندگی و بردگی نیست، باقی میمانند؛ و یا اگر رابطه قبلی به پایان برسد به سرعت بدنبال رابطه جدیدی میروند.- ترس از تنهایی تقریباً تمام ذهن شان (ناخودآگاه) را فراگرفته و لذا در بسیاری از موارد همانند کودکی که دچار اضطراب جدایی از مادر است در رابطه با دیگری رفتاری تقریباً بچه گانه از خود نشان میدهند (۱۵ بار تماس در طی یک روز؛ منم باهات میام سرکارت! اگه منو دوست داری اون...، و )

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد