از کسانی که با آنها کار می کنید قدردانی کنید….


از کسانی که با آنها کار می کنید قدردانی کنید….

از کسانی که با آنها کار می کنید قدردانی کنید....

 یکی از گله مندی های بسیار زیاد کسانی که در صنایع مختلف کار می کنند این است که کسی قدر و منزلت آنها را نمی داند. گویی این فرض ناگفته وجود دارد که کارکنان به همین اندازه که کار می کنند شانس آورده اند و نباید انتظار دیگری داشته باشند. به باور بسیاری از کارفرمایان و رؤسا نیازی به قدرشناسی نیست. و این در حالی است که افراد نیاز به آن دارند که از آنها قدرشناسی شود.  کسانی که مورد قدرشناسی قرار میگ یرند، انسان های شادتری هستند. بهتر و بیشتر کار می کنند و بازیگران تیمی فوق العاده ای هستند. آنها کمتر از کارشان دست می کشند. به موقع در محل کارشان حاضر می شوند، با دیگران رابطه خوبی دارند. از خود خلاقیت فراوانی نشان می دهند. و برای رسیدن به بهترین عملکرد تلاش می کنند.  اما به عکس، کسانی که از کارشان قدردانی نمی شود، تنبل می شوند و رخوت و بیحالی بر روحیه شان غالب می شود.  به سادگی ناراحت و دلخور می شوند، موضوعات کوچک را بزرگ می کنند و با آنها بودن موجب نمی شود که به کسی خوش بگذرد. فراموش نکنیم که همه باید از دیگران قدردانی کنیم. من شخصاً به این نتیجه رسیده ام که هر چه از دیگران بیشتر قدر دانی کنم احساس بهتری دارم  ازسوی دیگر، آن هایی که با من کار می کنند هم احساس میکنند که بیشتر باید قدر مرا بدانند. من سالی چند بار روی کیسه زباله هایی که باید از منزل خارج شوند کارت متشکرم می گذارم و در مواقعی هم انعام مختصری ضمیمه می کنم. این کار سبب می شود که هرگاه صبح زود به خیابان بروم، مأموران جمع آوری زباله برایم دست تکان دهند و به عبارتی قدرداتی کنند. اگر از کسانی که با شما کار میکنند قدردانی کنید، روابط تجاری تان به مراتب بهتر می شود و شمازندگی همه کسانی را که با شما کار میکنند درخشانتر می کنید؛ در این میان زندگی خودتان هم نورانی تر می شود.  وقتی از دیگران قدردانی می کنید، فکر کنید که چه احساسی دارید. با احتمال بسیار زیاد احساس رضایت و آرامش می کنید. احساس می کنید در مسیر درستی حرکت می کنید. قدرشناسی کردن از دیگران از میزان استرس تان میکاهد و احساس خوبی تولید می کند. نه تنها کسی که مورد قدردانی واقع شده احساسی خوبی پیدا می کند، بلکه کسی که قدردانی می کند هم به احساس خوبی می رسد. این احساس خوبی است اگر به این نتیجه برسید که حال کسی را بهتر کرده اید.  به یاد دارم زمانی با کسی کار میکردم که به نظر می رسید نمی تواند انتظاراتم را پاسخ دهد. به همین دلیل اغلب با هم بحث و مشاجره می کردیم. تا اینکه زمانی به این نتیجه رسیدم که او کارمند بسیار پرتلاش و سخت کوش است اما احساس میکند کسی به تلاش های او توجه نمیکند. تصمیم گرفتم در رابطه با او از راهکار دیگری استفاده کنم. به جای اینکه به اشکالات او فکر کنم، به کارهای مثبتی که می کرد توجه کردم و سپس برایش نامهٔ تشکری نوشتم. تشکر من از او کاملاً صمیمانه بود.  هفته بعد او برایم نامه تشکری فرستاد. نوشته بود که کار کردن با من بسیار راحت است. به این طریق رابطه من و او به مراتب بهتر شد.توجه داشته باشید که من نامه تشکرم را به منظور سلطه جویی ننوشتم، بلکه از آن جهت نوشتم که احساس کردم او فکر میکند از کارش قدردانی نمی شود. و حق هم با من بود

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد