تقسیم بندی بیماران عقب افتاده ذهنی


تقسیم بندی بیماران عقب افتاده ذهنی

 تقسیم بندی بیماران عقب افتاده ذهنی 

  اصطلاحی است برای توصیف تأخیر در تکامل بهره هوشی افراد. عقب افتادگی ذهنی ممکن است از بدو تولد بوجود آید و یا در دوران کودکی در اثر عوامل محیطی مانند صدمات فیزیکی یا عفونتها ایجاد شود. هر چند نقش عوامل ژنتیکی در این احتلال مشخص شده است ولی همواره باید نقش محیط را نیز مد نظر داشت. تحلیل قدرت تعقل را در بزرگسالی که معادل عقب افتادگی ذهنی در کودکی محسوب می شود، دمانس یا زوال عقل گویند ولی با این تفاوت که در مورد فرد مبتلا به دمانس، دوره ای از قدرت تعقل طبیعی وجود داشته است. هر چند در تعریف علمی عقب افتادگی ذهنی بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد ولی یکی از معیارهای معتبر برای تعیین و تعریف این اصطلاح بر اساس بهره هوشی می باشد.  تقریبا ۹۵ درصد مردم بهره هوشی بین ۷۰ و ۱۳۰ دارند. در واقع توزیع بهره هوشی در جوامع و بین انسانها متعادل نیست. بر اساس تعریف بهره هوشی کمتر از می توان بعنوان یکی از علائم عقب افتادگی ذهنی به حساب آورد. البته نوع آزمایش و تست  هوش هم مهم است. بیماران عقب افتاده ذهنی را میتوان به سه گروه تقسیم کرد: الف - آنها که بهره هوشی بین ۵۰ تا ۷۰ دارند که بیشترین تعداد بیماران عقب افتاده را شامل می شوند. این افراد اغلب تا سن مدرسه ناشناخته می مانند و در صورت آموزشی صحیح قادر به زندگی عادی و انجام کارهای شخصی می باشند ب - نوع متوسط عقب افتادگی ذهنی را افراد دارای بهره هوشی بین ۲۰ تا ۵۰ تشکیل میدهند. این افراد معمولا نمی توانند مستقل زندگی کنند و قبل از ورود به مدرسه شناسایی می شوند. اغلب به اختلالات فیزیکی نیز مبتلا هستند و در طول زندگی رفتارهای کودکانه از خود بروز می دهند. مبتلایان به سندرم داون معمولاً در این گروه قرار میگیرند.  ج - عقب افتادگی ذهنی شدید با  IQکمتر از ۲۰، حالتی است که بیمار حتی توان مراقبت از خود در برابر حوادث طبیعی ساده مثل افتادن از پله را هم ندارد. اینها از آسیبهای شدید مغزی و حملات تشنج رنج میبرند 

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد