تنبلی را در زندگی خود کنار بگذارید


تنبلی را در زندگی خود  کنار بگذارید

تنبلی را در زندگی خود کنار بگذارید

 اخیراً تلفنی با حسابداری صحبت میکردم که یکی از توجیهات بسیار شایع در مورد تأخیر در کار را از خود نشان میداد. او میگفت «بسیار بیهوده بود و وقت بسیار زیادی گرفت». اگر نفس عمیقی بکشید و قدمی به عقب بردارید، فکر می کنم با نظر من موافق باشید که این عذر و بهانه ای مسخره است که برای کسی که تأخیر در کارش دارد و نیز برای کسی که منتظر مانده است، تولید اندوه و ناراحتی فراوانی میکند. تنها حاصل چنین توجیهاتی آن است که به دیرکرد خود ادامه می دهید و به خاطر کمبود وقت احساسی قربانی بودن پیدا می کنید. هر پروژهای صرف زمان خاص خود را دارد. خواه تهیه یک گزارش باشد یا تهیه صورتحساب های مالیاتی، یا ساختن یک خانه یا نگارش یک کتاب. اگرچه گاه عواملی که ما بر آنها کنترل نداریم، موجب مانع می شوند، اما واقعیت این است که در اغلب مواقع می توانید این مشکلات را از قبلی پیشبینی کنید و براساس آن زمانی را در راستای تکمیل پروژه در نظر بگیرید. مثلا، حسابداری که به او اشاره کردم، خوب می دانست که چه عواملی پیچیده ای ممکن است مانع اجرای کارش شود. او در ضمن مانند هر کسی میدانست که تهیه گزارش مالیاتی در چه زمانی باید تحویل مقامات مالیاتیشود.با این حساب، چرا این همه دیر شروع کرد؟ و چرا بهانه آورد که کار بسیار سخت و پیچیدهای بوده است. آیا به جای آن بهتر نبود میگفت کارش را دیرشروع کرده است؟ بسیاری از مادر کارمان و در زندگی خصوصی مان به همین گونه رفتار میکنیم. من کسانی را می شناسم که تقریباً همیشه دیر کرد دارند. البته کتمان نمی کنم که انجام به موقع همه کارها دشوار است. اما شما میدانید که چند فرزند دارید، چه مدتی طول میکشد تا آنها را آماده کنید و به جایی که لازم است.برسانید. میدانید چه ترافیکی انتظارتان را میکشد. میدانید که داشتن میهمان برای شام متضمن چه میزان کار است. میدانید چه زمانی را باید صرف این کار کنید. وقتی بهانه می آوریم که «به اندازه کافی وقت نداشتم»، درواقع خودمان را فریب می دهیم. این توجیه نشان می دهد که در نوبت بعدی هم همین اشتباه را تکرار خواهیم کرد. برای غلبه بر این معضلی، نیاز به فروتنی دارید. تنها راه چاره این است که تصدیق کنید وقت به اندازه کافی دارید، اما باید کمی زودتر کارتان را شروع کنید. باید زمانی را درنظر بگیرید که لزومی به اقدام شتابزده نداشته باشید. بنابراین اگر همیشه ۵ دقیقه دیرکرد دارید، اگر ۳۰ دقیقه دیرکرد دارید و این تأخیرها به شما استرسی می دهد، باید تلاش کنید ۵ دقیقه یا ۳۰ دقیقه زودتر شروع کنید. من قرار گذاشته بودم این کتاب را در تاریخ یک سپتامبر بنویسم. به من فرصت کافی داده بودند. آیا درست بود که در تاریخ ۱۵ ژوئیه کار نگارش را شروع کنم. البته که درست نبود. اگر این کار را میکردم، به من استرسی فراوان وارد می شد. علاوه بر آنکه نمی توانستم کتاب را به بهترین شکلی که امکان داشت ہنو یسم، فکر کنید اگر کارتان را اندکی زودتر شروع کنید، تا چه اندازه از استرستان کاسته می شود. به جای اینکه از پروژه ای به پروژه دیگر بشتابید، وقت کافی در اختیار داشتید که همه کارهایتان را به موقع انجام دهید. این یکی از ساده ترین پیشنهاداتی است که من تاکنون در کتاب های خود ارائه دادهام. با این حال، باید بگویم که در ضمن یکی از مهمترین کارهایی است که باید انجام شود. وقتی عادت کنید که قدری زودتر شروع کنید، از میزان استرس های خود میکاهید. به خصوص استرس هایی که امکان کنترل آنها را دارید، همه محو و نابود می شوند.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد