جوان ماندن با خام گیاهخواران یا گوشتخواران؟


جوان ماندن با خام گیاهخواران یا گوشتخواران؟
خوراک طبیعی انساندلایلی که در تقویت گیاهخوار بودن انسان وجود دارد خیلی روشن و محسوس است که عموماً گمان نمیکنند. اگر نگاهی بطبیعت بیندازیم خواهیم دید. این کیمیاگر زبردست . خوراک همه مخلوق روی زمین را با دانش موشکاف متناسب با موازین علمی و مطابق ساختمان بدن هر کدام آماده کرده و بآنان ارزانی داشته است بطوریکه مارا وادار مینماید در برابر اسرارآفرینش سرتمکین وتعظیم فرود بیاوریم. زیرا گیاهی برای مرداب درست شده و دیگری برای بیابان،از طرفی ساختمان دهان یک جانور مناسب برای چریدن و حال آنکه دندان دیگری برای دریدن آفریده شده و غیره، یعنی هر کدام از آنها خوراکی را که فراخور ساختمان و احتیاجات بدنشان بوده در جریان گذاشت کرورها قرون پذیرفته اند.چنانچه یک نی را از مرداب برده در بیابان بکارند بزودی خشک میشود، هم چنین اگر به یک میمون میوه خوار گوشت بخورانند دیری نمیپاید که مویهای حیوان ریخته مریض می گردد. در چنین حال هر تغییر خوراکی همیشه تولید فساد و ناخوشی و مرگ میکند. چونکه مخالفت با قوانین تغییرناپذیرطبیعت است. انسان موجودی نیست که ساختمان او خارج از قوانین باشد که زندگانی جانوران دیگر را اداره میکند. او نیززاده طبیعت و در نتیجه قانون تکاملی حیوانات بوجود آمده و وابستگی نزدیکی با آنان دارد. هرگاه انسان را روی هم رفته با سایر جانوران مقایسه نمائیم میبینیم نه شبیه است به جانوران درنده و نه به حیوانات چرنده می ماند. اگر ساختمان بدن انسان برای گوشتخواری درست شده بود میبایستی بتواند دنبال حیوانات وحشی رفته و طعمه زنده را با چنگال و دندان خودش پاره کرده گوشت خام را با رگ وبی و پوست و استخوان بخورد مانند جانوران دارنده دیگر. اما او تنها خودش را بخوردن عضلات حیوانی که مصنوعی پرورش یافته اند ومصنوعی گشته و آماده پخته شده راضی کرده که تمام آنها برخلاف طبیعت میباشد ولی فراموش نموده است که یک جهازهاضمه مصنوعی نیز برای خودش اختراع بکند تاخوراك ساختگی او جزء بدنش بشود. زیرا که ساختمان جسمانی انسان کاملا شبیه است با ساختمان بدن میمونهای میوه  خوار جهازهاضمه، دندانها، معده، روده و تمام ساختمان درونی او درست مثل میمونهای بزرگ میباشد حتی دندانهای کلیی میمون بلندتر از دندانهای کلبی انسان است. معهذا خوراک آنها منحصر به میوه و نباتات است. پس از این قرار انسان باید خوراک خودش را مستقیماً از طبیعت بدست آورد. همانطوریکه باو پیشکش شده همچون میوه های گوارائی که در جلو پرتو خورشید که سرچشمه زندگانی است پخته شده. دیگر لازم نیست آنقدر بخودش زحمت بدهد تالاشه حیوانات کشته شده را بزور رنگرزی و آرایش درست کرده و خوراکیهای طبیعی را فاسد بنماید تایلک غذای غیر طبیعی و مسموم کننده آماده نماید که بذائقه خراب شده و مزه بکند. عده ای گمان کردهاند که ساختمان بدن انسان گوشتخوار و همه چیز خوار درست شده و همه مردم کورکورانه آن را باور کرده اند بدون اینکه اندکی در این باره تعمق بنمایند و حال آنکه یالث افسانه پوچ وخالی از حقیقت است، همچنین انسان در تعیین ماده خوراک نمیتواند بمیل خودش پشت گرمی داشته باشد که پس از بیست قرن استفاده از خوراکیهای ساختگی و خراب شده و بنا به عاداتی که پر از اشتباه و خطاست باز هم بتواند از آنها استفاده نماید. امروز پس از سالها تحقیق و بررسی دقیق علم زیست شناسی و طبیعی و فن معرفت الحیات حیوانی و غیره به ماراه شناختن خوراک سالم و طبیعی را نشان داده است. علم الابدان و تاریخ طبیعی انسان و علم الاعضاء در این خصوصی بما دستورهای دقیق وروشنی میدهد که درست برخلاف عادات غیر طبیعی امروزه ما میباشد و این نیز سبب امیدواری خواهد بود. علوم مذکورهر آینه طرز تغذیه دیرینه ما را تصدیق می نمود وضعیت کنونی هیچ گاه رو به بهبودی نمیرفت، ناخوشیها و فساد اخلاقی برای همیشه بجای خودش باقی بود. کووییه - دانشمند بزرگ در تشریح الابدان خودش چنین میگوید: خوراک  طبیعی انسان مطابق ساختمان بدن او بنظر می آید که عموماً میوهها و ریشه ها و قسمتهای آبدار نباتات میباشد . دستهای اوبآسانی برای چیدن آنها بکار میرود و از یک طرف آرواره های او کوتاه و کم زور است و از طرف دیگر دندانهای کلبی او از سایر دندانهایش بلندتر نیست و باو اجازه نمیدهد که نه علف بخورد و نه گوشت جانوران را بدزد . هرگاه این خوراکیها را بوسیله پختن و تزئین آماده نمیکرد رغبت به خوردن آن نمی نمود. جای دیگر نوشته اگر روده های حيوانی برای این درست شده که گوشت تازه را هضم کند. همچنین می بایستی ساختمان آروارههای او برای بلعیدن طعمه ساخته شده باشد یعنی چنگالهای او برای گرفتن ودریدن، دندانهای او برای بریدن و تکه تکه کردن آن و ساختمان کلیه اعضای حرکت او برای دنبال نمودن و بچنگ آوردن آن و حواس او برای دیدن آن از دور و نیز میبایستی که طبیعت در مغز او تمایلات لازمه برای پنهان کردن خود مکرو حیله بکار بردن از برای گرفتن و بانی خودش را گذاشته در ابتدا انسان اولیه مانند میمونهای بزرگ بوده وازدائه گیاهان و میوهها تغذیه میکرد چنانکه ناخنها، دندانها، عضلات و همچنین تشریح بدن او گواه این مدعا است. دانشمندان بزرگ تاریخ طبیعی مانند (داروین) و (هکل) و (هوکسلی) (فلورانس) و غیره در این باب هم عقیده میباشند و هر کدام به نحوی ثابت کرده اند که انسان میوهخوار است. اکنون جهازهاضمه انسان را با حیوانات گوشتخوار و گیاهخوار و همه چیزخورسنجیده ببینیم بکدام یکی از آنها شبیه است: ولا دندانهای انسان شبیه است به داندان های میمونهای بزرگ میوه خوار، چه در حیوانات درنده دندانهای ثنایا خیلی کوچک است، برعکس دندانهای کلبی که ضخیم و بلند میباشد دندانهای آسیای آنها تیز و برنده است تا بتوانند حیواناتی را که شکار میکنند دریده و گوشت آنها را تکه تکه کرده ببلعد، علفخواران دندانهای ثنایای بلند دارند و دندانهای کلبی از ردیف سایردندانها بلندتر نیست دندانهای آسیا پهن و مسطح است و بالاخره میوه خواران مانند میمون دندانهای یکنواخت دارند و تنها دندانهای کلبی بطور غیر محسوس برجسته میباشد اما کار دریدن را نمیتوانند انجام بدهند دندانهای آسیا نه برنده است و نه پهن، یعنی نه برای دریدن گوشت بکار میرود و نه بدرد جویدن علف میخورند تنها برای خوردن دانه ها و میوه ها مناسب است. دندانهای یک حیوان گوشتخوار ماند سگ و فک  اسب و همچنین دهان خوک که همه چیز خوار است به هیچ وجه شباهتی به دندانهای انسان ندارد. معده انسان خیلی نازک  وظریف تر از معده حیوانات گوشتخوار میباشد تا بتواند تکه های گوشت نجویده را که حیوان به تعجیل بلعیده بخوبی له نموده هضم کند چون دندانهای گوشتخواران پهن و یکنواخت نیست گوشت خام را نجویده فرو میدهند و هضم آنرا به معده خود واگذار مینمایند. غده معده انسان ازت زیادی که در گوشت هست نمیتواند مانند گوشتخواران تبدیل به آمونیاکش بکند ترشحات معده و بزاق غدههای لوزالمعده او گوشت را حل نمی نماید کبد انسان چون نمیتواند ازت گوشت را دفع نماید بهمین جهت باعث امراضی نقرس و روماتیسم و ناخوشیهای اعصاب میشود. از طرف دیگر روده های گوشتخواران کوتاه است و گوشت فاسد شده در آنجا توقف نمیکند. حال آنکه درازای رودههای انسان دلیل دیگری است که گوشتخوار نمی باشد زیرا که در رودههای انسان گوشت مانده فاسد میشود و تولید میکروبهای کشنده مینماید. همچنین سبب فساد در امعاء میگردد چنانکه ناخوشیهائی امثال زخم روده، آپاندیسیت در نتیجه همین فساد تولید میشود. ناخن های مارا نباید با پنچه شیر اشتباه کرد.خوردن گوشت بدون استخوان نشان میدهد عضلانی را که انسان از استخوان جدا کرده میخورد یک خوراک طبیعی او نیست زیرا که املاح معدنی برای بدن نهایت لزوم را دارد و گوشتخواران آنرا از استخوان میگیرند و اگر بخواهیم خوراک  کامل خودمان را از گوشت گرفته باشیم باید استخوان راهم مانند جانوران درنده بخوریم تا فسفات های آن بدن برسد. خلاصه این دلایل گواهی میدهد که انسان گوشتخوار نمیباشد. نه تنها ساختمان درونی او مناسب با میوه خواری است بلکه ساختمان خارجی بدنش طرز زندگانی و عادات و روش و اخلاق او گواهی میدهد که گوشتخوار نبوده است. دهان او مانند پوزه گوشتخواران گشاد نمیشود تاشکار خودرا ببلعد زبان نرم و طریقه آب خوردن او که لیس  نمیزند و دستهای او بدون پنچه است. دندان های کلبی او بلندتر از سایر دندانهایش نیست چشم او مانند گوشتخواران در تاریکی نمیبیند و بوی حیوانات زنده را از دوراستشمام نمی کندو ناخن های اورااگر بگذارند بلندشود با آنها کوچکترین پرنده یا حیوانی را نمی تواند بدراند او آسانی از درخت بالا میرود و میوه میچیند ولی نمیتواند جست وخیز زده جانوران وحشی را در حال دویدن بگیرد. گوشت گندیده یاخام را نمیتواند بخورد و طبیعتا از کشتاروخون ریزی گریزان است. جانوران درنده بسی از آنکه حیوانی را شکار کردند ورزند زنده با پوست اورگ وبی و آلودگیهای دیگر میخورند. و دندان خود را در روده او فرو میبرند. ، حيوانات وچرنده باو از سی میگیرند. در صورتیکه انسان از حیوانات درنده میگریزد. حواس انسان از میوه لذت می برد چشم او از دیدنش وشامه واز بوی خوش آن و ذاعقه اش از مزه گوارای میوه محظوظ میشود. میل غریزه انسان از دیدن کشتار و خوراکیهای خونین متنفر است.بچه که هنوز ذائقه اش خراب وفاسد نشده گوشت را با تنفر دور میکند و هنگامی که فرصت را غنیمت میشمارد میوه را میدزدد و بواسطه کمیابی میوه درخوارکش است که بجای این خوراک  خوشمزه و ساده بچه ها حریصانه هرچه که شبیه آنست ویا مزه آنرا دارد مثل شیرینی های رنگرزی شده و قند مصنوعی بچنگ آورده ذائقه خود را فریب میدهند. این میل همانقدر طبیعی است که بچه های سگ یا گربه سریال تکه استخوان بیه کدیگر غرش کرده و آنرا بالذت می بلعند اماپس از آنکه به بچه های ایشان گوشتخورانیدند گوشتخوار میشود. (موریس فوزی) در کتاب سقوط انسانیت تشریح الابدان وعلم الاعضاء مینویسد ساختمان دندانها و میلهای غریزی یک میمون بزرگی کمالا به ما شبیه است تنها خون اوست که خویشاوندی نزدیکی با خون انسان دارد از طرف دیگر در تشریح الا بدان و علم الاعضاء نوشته است. دندانها و خون و میل های طبیعی یک  گوشتخوار و یک علفخوار و یا یک  دانه چین روی هم رفته با انسان فرق دارد آیا ساده ترین منطقا آشکارا بطور انکار ناپذیری به مانشان نمیدهد که خوراک طبیعی ما باید از همان موادی ترکیب شده باشد که خوراک  میمون های بزرگ یعنی (میوه خام).تنها میل غریزی انسان بوی میوه های رسیده وخام وشیرین و خوشبو و خوشمزه و گوارا میکند که میتوان بدن اورا پر زور و تندرست نگاه بدارد و سلولهای بدن را مرمت کرده استخوانها را تقویت بنماید. طبیعت سفره و خوانی است که برای جنبندگان خودش گسترد شده و هیچیک از آنها احتیاج ندارند خوراک  خودشان را آماده بسازند تنها انسان است که این احتیاج غیرطبیعی را اختراع کرده خوراکهای من در آوردی و ساختگی را میخورد و از همین رو پیوسته مریض و بیچاره شده زندگانی او سراسر یک کابوس جان گداز و پر از اندیشه های هولناک  گردیده است . آیا این حقایقی که آنقدر روشن و آشکار است چرا نباید رفتار بنمایند؟ زیرا که این مسئله شکم است که انسان کنونی بیش از همه جانوران به  آن علاقه مند میباشد و اولین حیوان پرخور و شکم پرست است که سرو جانش را فدای جهازهاضمه اش میکند و نمیخواهد از سفره خودچیزی بکاهد. انسان متمدن امروزی و همچنین وحشیهای سرگردان بجزشکم وشهوت چیز دیگری را درنظر ندارند. ترس از مرگ است و میترسد مبادا از بنیه او کاسته گشته یک قدم بسوی مرگ نزدیگتر شود در صورتیکه نمیداند همان خوراکهائیکه بزحمت هرچه تمامتر وقت خود را صرف آماده کردن آنها مینماید وسیله بدبختی او را فراهم میکند. او نمیخواهد از لذت ساختگی که انسان از روی نادانی و سستی برای خودش بوجود آورده دست بکشد و بالاخره این یک سکته ای است که به تمدن و برتری او وارد میآورد. او میخواهد همه چیزها را بخورد میخواهد آزاد باشد اگرچه تیشه برریشه خود بزند این تمدن خوفناک ، این زندگانی مسکین زار را با خون دل برای خودش اختراع کرده یا بوجود آورده و از همین رو میترسد. اما انسان میوه خوار و گیاهخوار که از روی هوی و هوس و خودستائی اکنون همه چیز خوار شده است عاقبت یا خوراک طبیعی خود را خواهد خورد یا نابود خواهد شد.قسمتی از گفتار گرگ به آدمیزاددارد هزار گونه غذا جنس آدمی                              لیکن مرا خوراک  بجز این نه در خور استدندان او معده تو گواهی دهد بصدق                             که انسان دم بریده ذاتاً علف خور استمن گوسپند را کشم و میخورم و لیک                              تشریح کار آدمیان خجلت آور استمرغ و  هوا و ماهی دریا غزال دشت                                  هر جانور که حالی اندر جهان در استاز دستبرد جورت مأمون نیند از آنک                            گسترده دام حرصی تودر بحر و دربر است 


دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد