قالب وردپرس درنا توس
خانه / دانستنیهای مفید پزشکی و رژیم غذایی / حق پدر و مادر بر فرزند و وجوب رعایت حرمت ایشان /قسمت سوم
حق پدر و مادر بر فرزند
حق پدر و مادر بر فرزند

حق پدر و مادر بر فرزند و وجوب رعایت حرمت ایشان /قسمت سوم

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که سه دعا است که البته مستجاب است دعای پدر و مادر برای فرزند نیکوکار و نفرین ایشان بر فرزندیکه عاق ایشان باشد و نفرین مظلوم بر ظالم و دعای مظلوم برای کسی که انتقام او را از آن ظالم بکشد و دعای مؤ منیکه برای برادر مؤ منی دعا کند که او را از برای رعایت ما اهلبیت شریک در مال خود ساخته باشد ونفرین مؤ من بر کسیکه برادر مؤ منش باو محتاج شده باشد و قدرت داشته باشد که او را اعانت کند ونکند.

از حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم منقول است که هر فرزند نیکوکاری که از روی شفقت و مهربانی به سوی پدر و مادر نظر کند هر نگاه کردنی ثواب یک حج مقبول برای او نوشته شود گفتند یا رسول اللّه هر چند روزی صد مرتبه نظر کند فرمود که خدا بزرگتر و کریم تر است .

در حدیث دیگر فرمود نگاه کرده بر روی عالم عبادتست و نظر کردن بسوی پدر و مادر از روی ترحم و مهربانی عبادتست و نظر کردن بر روی برادر مؤ منیکه برای خدااو را دوست داری عبادتست فرمود که سه گناه است که عقوبتش زود در دنیا باین کس میرسد عقوق پدر و مادر و ظلم کردن بر مردم و کفران نعمت خدا و خلق کردن .

در حدیث دیگر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که در میان بنی اسرائیل عابدی بود که او را جریح میگفتند و در صومعه خود پیوسته مشغول عبادت بود روزی مادرش بنزد او آمد و از مشغول نماز بود او را آواز داد جوابش نداد بار دیگر آمد و او را طلب کرد باز مشغول نماز شد و جوابش نداد و پس بار سیم آمد و او را طلب کرد باز سخن نگفت ومشغول نماز بود مادرش گفت که از خدای بنی اسرائیل می خواهم که تو را باین گناه بگیرد.

در روز دیگر زن زناکاری که در بنی اسرائیل بود آمد و نزد صومعه او نشست و فرزندی زائید و گفت این فرزند از جریح است با من زنا کرده است و این فرزند از او بهم رسیده است درمیان بنی اسرائیل شهرت کرد که آنکسی که مردم رابزنا ملامت می کرد خود زنا کرده است و پادشاه فرمود که او را بردار کنند پس مادرش آمد و بر روی خود می زد جریح گفت خاموش باش که این آن بلائیست که به نفرین تو متوجه من شده است چون مردم این را شنیدند از سبب آن واقعه پرسیدند عابد نقل کرد آنچه گذشته بو گفتند ما چون بدانیم که توراست میگوئی ؟

گفت که آن طفل را بیاورید چون بیاوردند عابد از آن طفل پرسید که تو فرزند کیستی ؟ طفل بامر الهی بسخن آمد و گفت من فرزند فلانکسی ام که شبانی گوسفندان فلان می کند پس از کشتن نجات یافت و سوگند خورد که تازنده باشد خدمت مادر بکند و از او جدا نشود و احادیث در حق پدر و مادر زیاده از آن است که استیفا توان نمود.

حق پدر و مادر بر فرزند و وجوب رعایت حرمت ایشان /قسمت اول

حق پدر و مادر بر فرزند و وجوب رعایت حرمت ایشان /قسمت دوم

مطلب پیشنهادی

تسکین دهنده جوش

زیبایی … چگونه…؟

زیبایی … چگونه…؟   تسکین دهنده جوش  ابتدا دو قرص آسپیرین (ضد التهاب) بخورید، و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *