رابطه سرطان و هیجان/ قسمت دوم


رابطه سرطان و هیجان/ قسمت دوم
وقتی شاد و خوش بین هستیم، کارکرد دستگاه ایمنی بسیار بهتر است. به علاوه، تصویرسازی ذهنی، هیپنوتیزم، مثبت اندیشی و حالت مراقبه دستگاه ایمنی را تقویت کرده و توانایی ما را در برابر تنش بالا میبرد. وقتی تحت تنش هستیم، بدن ما تولید و آزادسازی هورمون های غدد فوق کلیوی، از جمله کورتیزول، کورتیزون و آدرنالین را برای انجام تغییراتی در درون بدن، در مقابله با تنش بیشتر میکند.ACTH (هورمون محرک قشر فوق کلیوی) از غده هیپوفیز و تیموزین (ماده ای از تیموس ) هم برای تقویت این سازوکار مقابله ازاد می شوند. اگر بدن ما به طور مرتب با این «هورمون های تنش» بمباران شود، تولید و کارکرد گویچه های سفید خون مختل شده و غده تیموس (غده ای اساسی در دستگاه ایمنی) تحلیل میرود. تنش همچنین تعداد لنفوسیت ها، به خصوص سلول های خط مقدم دستگاه ایمنی، و سلول های T(فرماندهان ارتش ایمنی بدن) راکم کرده، و توانایی بدن را در تولید مواد اینترفرون کاهش میدهد.این سرکوب واضح دستگاه ایمنی بدن است، و فرد را مستعد ابتلا به بیماریهای مختلف و سرطان میکند. جلوگیری از هیجانات منفی، پاسخی برای جلوگیری از ناخوشی و سرطان نیست. جلوگیری از هیجانات نمیتواند مانع بیماری شود، بلکه آنها را به حالت پنهان تر برده و به طور معمول بعداً به راههای مخرب تر میفرستد. فروخوردن هیجانات، به خصوص هیجانات منفی، همانند سرپوش گذاشتن بر آتشفشانی است که خود را برای انفجار آماده میسازد. در چنین حالتی، گدازه آتشفشان باید در جایی تخلیه شود، و اغلب بیش از سرباز کردن، در ناحیه ای از بدن باعث بیماری می شود.ما انسانها ردیفی از هیجانات و احساسات را در درون خود داریم. این بخشی از وجود ماست، و با آن به دنیا میآییم. اگر جلو بیان مستقیم احساساتمان را بگیریم (به بسیاری از مردان یاد داده میشود که هیجاناتشان را پنهان کنند)، ممکن است باعث بروز مشکلات بیشتری شوند. بسیاری از افراد خشم خود را فروخورده و به جای اینکه آن را به صورت مستقیم در موقعیتی که باعث آن شده است تخلیه کنند، به درون بدن بازمیگردانند. با جلوگیری از بروز خشم و برگرداندن آن به درون بدن، عدم تعادل جدی در بدن روی میدهد.بسیاری از بیماران حملات قلبی، قربانیان جلوگیری از بروز خشم هستند. هیجانات به خاطر ارزش بقای آنها در ما به وجود میآیند. ما به هر هیجانی که با آن به دنیا آمدهایم نیاز داریم. اگر جلو هیجانات منفی را بگیریم و بگذاریم از درون ما را بخورند، گرفتار بیماری می شویم. ذهن و بدن با هم و به صورت یک واحد زیست شیمیایی کار میکنند. گمان میرود سلولهای سرطانی از جریان سوخت و ساز و انرژی مثبت محروم هستند.در چنین موردی، مبتلایان به سرطان از بیماری خود ناآگاه می مانند و ذهن خود را از مسائل این بخش دور نگاه می دارد. بخش نادیده گرفته بدن، احتمالاً بخش درد و رنج عمیق است. افراد بسیار مستعد ابتلا به سرطان، اغلب شخصیتی پراضطراب و کمتر ارامش پذیر دارند و کسانی که کمتر سرطان میگیرند، افرادی با شخصیت کم اضطراب و آرامش پذیر هستند. عجیب نیست که امروزه، با افزایش اضطراب ناشی از تنش زیاد و کاهش روابط آرامش بخشی و اعتماد به نفس، سرطان یک بیماری شایع شده است.اگر سرطان دارید، از خود بپرسید: «منبع واقعی اضطرابی که احساس می کنم چیست؟ در درون خود از چه می ترسم ؟ چه چیز را در درون خود تخریب می کنم؟ چه چیز یا چه کسی مرا آزار میدهد یا به درد می آورد؟» «سرطان در کجای بدنم است، و چه هیجاناتی بر آن ناحیه تأثیر گذاشته اند؟» این سؤالها را با صداقت پاسخ دهید، شاید تظاهرات هیجانی بیماریتان را آشکار کنند. برای پیشبرد فرایند التیام از دیدگاه هیجانی، باید به جای سرزنش خود، شرایط موجود خود را پذیرفت. هیچ کس کامل نیست.همه ما برای ادامه حیات میجنگیم، همه ما امیدواریم همین طور که هستیم مورد قبول واقع شویم، و همه ما به دنبال عشق واقعی، تعادل و آرامش همیشگی هستیم. اگر درک کنید که همهانسانها در نهایت به سوی هدف واحدی سوق داده می شوند، و سعی در تخلیه هیجاناتی کنید که فکر می کنید سزاوار آن نیستید، آنگاه واقعاً میتوانید یاد بگیرید که خود را همان طور که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید، نه به خاطر آنچه که می خواهید باشید یا آنچه دیگران درباره شما فکر میکنند.رابطه سرطان و هیجان/ قسمت اول

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد