روانشناسی شخصیت سالم / قسمت اول


روانشناسی شخصیت سالم / قسمت اول

روانشناسی شخصیت سالم

 خوش برخورد است ولی زبان باز نیست :مُجامَلَهُ النّاسِ ثُلثُ العَقلِ ! أخافُ علَیکُم کُلَّ عالِمِ اللِّسانِ ، یقولُ ما تَعرِفونَ و یَفعَلُ ما تُنکِرونَ !قانع و از زندگی راضی است . از این رو تعریف خوبی از زندگی دارد :اعلمْ أنَّ مُروَّهَ القَناعَهِ و الرِّضا أکثرُ مِن مُرُوّهِ الإعطاءِ !همّتش بلند است :قَدرُ الرَّجُل علی قَدرِ هِمَّتِهِ !به مال دیگران طمع ندارد :الطَّمَعُ مِفتاحٌ لِلذُّلِّ ، و اختِلاسُ العَقلِ ، و اختِلاقُ المُرُوّاتِ !دوست دارد از راه حلال مالی گرد آورد تا به وسیله آن آبرویش را نگه دارد و بدهکاریش را بپردازد و صله رحم به جا آورد:لا خَیرَ فیمَن لا یُحِبُّ جَمعَ المالِ مِن حَلالٍ ، یَکُفُّ بهِ وَجهَهُ و یَقضی بهِ دَینَهُ و یَصِلُ بهِ رَحِمَهُ !سرمایه را به کار می اندازد و از مال به خوبی بهره برداری می کند :اِستِثمارُ المالِ تَمامُ المُرُوَّهِ !آزمند و حریص نیست :الحِرصُ یُزْری بالمُرُوَّهِ !اهل درگیری نیست :مَن لاحَی الرِّجالَ سَقَطَت مُروءَتُهُ وذَهَبَت کَرامَتُهُ !به خوردن خیلی اهتمام ندارد :مَن کانَت هِمَّتُهُ أکلَهُ کانَت قِیمَتُهُ ما أکَلَهُ !در برآوردن خواسته ی حلال خود تا آن جا که به شخصیتش لطمه ای نزند و به اسراف نیانجامد پیش می رود :إجعَلوا لِأنفُسِکُم حظّاً مِن الدنیا بِإعطائها ما تَشتَهی مِن الحلالِ و ما لا یَثلِمُ المُروّهَ و ما لا سَرَفَ فیهِ !اندازه  خود را می شناسد :أن یَقِفَ الإنسانُ عند حَدِّه و لا یَتَعدّی قَدْرَهُ ! هَلَکَ امْرَؤٌ لَم یَعرِفْ قَدرَهُ !از دانش بیشتری برخوردار است :أکثَرُ النّاسِ قیمَهً أکثَرُهُم عِلماً ، و أقَلُّ النّاسِ قیمَهً أقَلُّهُم عِلماً !از شناخت خوبی بهره مند است :قیمَهُ کُلِّ امرِئٍ و قَدرُهُ مَعرِفَتُهُ !در سفر ره توشه  خود را به همراهانش می بخشد :أمّا مُرُوَّهُ السَّفَرِ فَبَذلُ الزادِ !در مسافرت شوخی می کند ، به گونه ای که خشم خدا را به همراه نداشته باشد :أمّا مُرُوَّهُ السَّفَرِ ... المِزاحُ فی غَیرِ ما یُسخِطُ اللَّهَ !در مسافرت کم ترین مخالفت و ناسازگاری را با همسفران دارد :أمّا مُرُوَّهُ السَّفَرِ ... قِلّهُ الخِلافِ علی مَن تَصحَبُهُ !بعد از جدا شدن از همسفران از آنان بدگویی نمی کند :أمّا مُرُوَّهُ السَّفَرِ ... تَرکُ الرِّوایَهِ علَیهِم إذا أنتَ فارَقتَهُم !راستگو است :صِدقُهُ علی قَدرِ مُرُوَّتِهِ . مَن کَذَبَ أفسَدَ مُرُوَّتَهُ !حرکات و رفتارهایش ملایم و پُر مِهر است :لطیفُ الحَرَکاتِ !دیدارش شیرین است :حُلْوُ المُشاهَدهِ !وقتی بدون سابقه ی ذهنی و آمادگی سخن گوید زیبا ، سنجیده و به جا است :عِندَ بَدیهَهِ المَقالِ تُختَبَرُ عُقولُ الرِّجالِ !خوشرو است :بِشرُکَ یدُلُّ علی کَرَمِ نفسِکَ !خوشبوست :مَن تَطَیَّبَ أوَّلَ النهارِ لَم یَزَلْ عَقلُهُ مَعهُ إلی اللیلِ !هم نشینِ خوب و ارزشمندی است :سِتَّهٌ تُختَبَرُ بِها عُقولُ الرِّجالِ : المُصاحَبَهُ !خوش اخلاق است :ثلاثهٌ تَدُلُّ علی کَرَمِ المَرءِ : حُسنُ الخُلُقِ و ...شاد است :أصلُ العَقلِ القُدرَهُ و ثَمَرَتُها السُّرورُ !شوخی های بی جا و ناشایست نمی کند :ما مَزَحَ امرُؤٌ مَزحَهً إلّا مَجَّ مِنَ عَقلِه مَجَّهً !با ادب است :الأدبُ فی الإنسانِ کشَجَرهٍ أصلُها العقلُ !با وقار است :الوَقارُ حِلیَهُ العَقلِ !با حیاست :لا یُفارِقُه الحَیاءُ !سخنش خوراک روح و روان است :کلام العاقل قوت و جواب الجاهل سکوت !هنگام سخن گفتن با اندیشیدن فرآیند گفتن خود را طراحی و مدیریت می کند :إذا أرادَ أن یَتَکَلَّمَ تَدَبَّرَ ؛ فإنْ کانَ خَیراً تَکَلَّمَ فغَنِمَ و إن کانَ شَرّاً سَکَتَ فسَلِمَ !سخنش را می سنجد :یَزِنُ کلامَهُ !هنگام سخن گفتن غافل نیست :إذا نطق ذکر !با کسی که احتمال دهد تکذیبش کند سخن نمی گوید :لا یُحَدِّثُ مَن یَخافُ تَکذیبَهُ !هنگامی که سخنی گوید به دنبالش استدلال و نمونه ای آورد ، در حالی که بی شخصیت وقتی سخنی گوید در پی آن قسمیخورد :إذا تکلم بکلمه أتبعها حکمه و مثلا ، و الأحمق إذا تکلم بکلمه أتبعها حلفا !دروغ نمی گوید اگر چه سودش در آن باشد :لا یَکْذِبُ وَ إِنْ کَانَ فِیهِ هَوَاهُ !با سر بسته گویی و مهارتهای کلامی خود را از دروغ گفتن بی نیاز می کند :إنَّ فی المَعاریضِ ما یُغنی الرجُلَ العاقِلَ عنِ الکذبِ !گواهی دروغ نمی دهد :لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ !از سخن دروغ و ناحقّ درباره خود رنجیده نمی شود :لیسَ بعاقِلٍ مَنِ انزَعَجَ مِن قَولِ الزُّورِ فیهِ !از چاپلوسی فریب نمی خورد :مَن مَدَحَکَ بما لَیسَ فیکَ فَهُو ذَمٌّ لَکَ إن عَقَلتَ !از ستایش نادان خوشحال نمی شود :و لا بحَکیمٍ مَن رَضِیَ بثَناءِ الجاهِلِ علَیهِ !هنگام ستایش زیاده روی نمی کند :إذا مَدَحتَ فاختَصِرْ !هنگام نکوهش افراط نمی کند :إذا ذَمَمتَ فاقتَصِرْ !دیگران را زیبا خطاب می کند :مَن قَلَّ عَقلُهُ ساءَ خِطابُهُ !قلم زیبا و متینی دارد :کِتابُ الرجُلِ عُنوانُ عَقلِهِ و بُرهانُ فَضلِهِ !کم ترین تنش را با مردم دارد و منحنی تنش او با دیگران به صفر میل می کند :قِلَّهُ المُماراهِ !اهل جرّ و بحث نیست و از بحث های هیجانی ، جنجالی و تحریک کننده پرهیز می کند :ثَمَرَهُ العَقلِ مُداراهُ النّاسِ !در ارتباطات از دو سوم ظرفیت هوشش استفاده می کند :صَلاحُ حالِ التَّعایُشِ و التَّعاشُرِ مِلْ ءُ مِکیالٍ : ثُلثاهُ فِطنَهٌ و ثُلثُهُ تَغافُلٌ !خود را به غفلت می زند و ظاهرا فریب می خورد :یَتَغافَلُ و یَنخَدِعُ !نیمی از وجودش تحمّلاست و نیمی دیگر نادیده گرفتن :نِصفُهُ احتِمالٌ و نِصفُهُ تَغافُلٌ !همیشه سعی می کند لوکوموتیو باشد تا واگن :ان استطعت ان لاتعامل احدا الا و لک الفضل علیه فافعل !تا هنگامی که فرصتی دست دهد صبوری پیشه می کند :التَّجَرُّعُ لِلغُصَّهِ حَتّی تَنالَ الفُرصَهَ !دامنه و حوزه دیدش را محدود می کند :غَضُّ الطَّرْفِبا مردم دوستی و مهربانی می کند :التَّوَدُّدُ إلَی النّاسِ نصفُ العَقلِ !اهل معاشرت است :مُلاقاهُ الإخوانِ نُشْرَهٌ و تَلقیحُ العَقلِ و إن کانَ نَزْراً قَلیلًا !به هر آدم نیک و بدی خوبی می کند :روانشناسی شخصیت سالم / قسمت دوم 

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد