روانشناسی شخصیت سالم / قسمت چهارم


روانشناسی شخصیت سالم / قسمت چهارم
به هنگام خشم بردبار است :الحِلمُ عِندَ الغَضَبِبا داشتن قدرت و قوت انصاف ورزد :أنصَفَ عَن قُوَّهٍ !بدی را به نیکی پاسخ دهد :جازی الاسائه بالاحسان !دشمنی او از دوستی نادان سودمندتر است :عَداوه العاقل خیر من صَداقه الجاهل !نادان را درک می کند :یعرف الجاهل لأنه کان قبلُ جاهلا !از رفتار نادان خیلی به شگفت نمی آید :تعجب الجاهل من العاقل أکثر من تعجب العاقل من الجاهل !با نادان چونان پزشک با بیمار روبرو می شود ، و از مهارت همدلی و هم حسی برخوردار است :یُخاطب الجاهلمخاطَبَه الطبیب المریض !در زندگی به میزان رفع نیازهای اساسی بسنده می کند :قَنِعَ بِمَا یَکْفِیهِ !ناپسند را از خودش دور می سازد :عَقَلَ الذَّمَّ عَنْ نَفْسِهِ !بسنده نمی کند : ( IQ ) به هوش شناختیإنّ اللَّهَ یَقِی بالتَّقوی عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ !از مشروبات ممنوع پرهیز دارد :حَرّمَ اللَّهُ الخَمرَ لِما فیها مِن تَغْییرِها عُقولَ شارِبِیها !دل بسته دنیا نیست :حُبُّ الدنیا یُفسِدُ العقلَ !عاشق دنیا نیست :لا تَنظُرْ إلَیها نَظَرَ العاشِقِ الوامِقِ !اهل زرنگی نیست :إنّ اللَّهَ تعالی وَسَّعَ أرزاقَ الحَمقی لِیَعتَبِرَ العُقَلاءُ و یَعلَمُوا أنّ الدنیا لیسَ یُنالُ ما فیها بِعَمَلٍ و لا حِیلَهٍ !سخاوتمند است :السَّخاءُ ثَمَرَهُ العَقلِ !عُذر پذیر است :أعقَلُ النّاسِ أعذَرُهُم لِلنّاسِ !عاشق نمی شود :مَن عَشِقَ شَیئاً أعشی ( أعمی ) بَصَرَهُ و أمرَضَ قَلبَهُ ، فَهُوَ یَنظُرُ بِعَینٍ غَیرِ صَحیحَهٍ ، و یَسمَعُ بِاُذُنٍ غَیرِ سَمیعَهٍ ، قَد خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ ، و أماتَتِ الدّنیا قَلبَهُ !اگر عاشق شد عشقش را مدیریت می کند :مَن عَشِقَ فَکَتَمَ و عَفَ فَماتَ فهُو شَهیدٌ !عاشق عبادت است :مَن عَشِقَ العِبادَهَ فَعانَقَها ، و أحَبَّها بقَلبِهِ ، و باشَرَها بِجَسَدِهِ و تَفرَّغَ لَها ، فَهُو لا یُبالی عَلی ما أصبَحَ مِنَ الدُّنیا : عَلی عُسرٍ أم عَلی یُسرٍ !اهل بندگی است :العقل ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجِنانُ !عفت می ورزد :مَن عَقَلَ عَفَّ !دلِ بزرگی دارد :حِفظُ قَلبِکَ ما استَودَعتَهُ !از کنار لغو و بیهوده بزرگوارانه و کریمانه می گذرد :وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً !کارهای بیهوده را ترک می کند :بِتَرکِ ما لا یَعنیکَ یَتِمُّ لَکَ العَقلُ !زیاد اهل سرگرمی نیست :مَن کَثُرَ لَهوُهُ قَلَّ عَقلُهُ !ریا کار نیست :اذا عَمِلَ أخلص !دل از مهر دنیای فریبنده خالی می کند :مِن عَلاماتِ العَقلِ التَّجافی عَن دارِ الغُرورِ !رویکردش به سرای جاودان است :الإنابَهُ إلی دارِ الخُلودِ !برای خانه قبر توشه بر می گیرد :التَّزَوُّدُ لِسُکنَی القُبورِ !برای روز رستاخیز آماده می شود :التَّأهُّبُ لِیَومِ النُّشورِ !در همه حال حریم خداوند را نگه می دارد و از او حساب می برد :تَقوی اللَّهِ فی کُلِّ حالٍ !دنیا را دشمن می دارد و هوس را سرکوب می کند :ثَمَرَهُ العَقلِ مَقتُ الدّنیا و قَمعُ الهَوی !در نیازهای اساسیش درمانده نیست :مَن عَدِمَ قُوتَهُ کَثُرَت خَطایاهُ !الفَقرُ مَنقَصَهٌ للدِّینِ ، مَدهَشَهٌ للعَقلِ ، داعیَهٌ لِلمَقتِ !در صدد ترمیم و تأمین نیازهای زندگی است :مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ !با خردورزی به خداوند نزدیک می شود :إذا تَقَرَّبَ العِبادُ إلی خالِقِهِم بالبِرِّ فَتَقَرَّبْ إلَیهِ بالعَقلِ تَسبِقْهُم !رو به پیشرفت است :الکَیِّسُ مَن کانَ یَومُهُ خَیراً مِن أمسِهِ !در حدّ و مرز خود می ماند و از اندازه خود تجاوز نمی کند :أن یَقِفَ عند حَدِّه و لا یَتَعدّی قَدْرَهُ !با دیگران آن گونه رفتار میکند که دوست دارد با او رفتار شود :صاحَبَ النّاسَ بِالَّذی یُحِبُّ أن یُصاحِبوهُ !هر گاه وعده دهد وفا کند ولی هرگاه بیم دهد درگذرد :إذا وَعَدَ وَفی و إذا تَوَعَّدَ عَفا !شکم شُل نیست :عَفَّ بَطنُهُ ! بر عمر سپری شده اش می گرید :بُکاؤهُ علی ما مَضی مِن زَمانِهِ !به پیمان ها وفادار است :الوَفاءُ بالذِّمَمِ !به بخشش های مالی خود خوشحال می شود در حالی که انسان بی شخصیت به دارایی خویش می نازد :یَبتَهِجُ بفَضلِهِ و اللَّئیمَ یَفتَخِرُ بمُلکِهِ !هرگز از خداوند پیش مردم شکایت نمی برد :لا تَشکُوَنَّ اللَّهَ إلَی الخَلقِ !خیرخواه و یک رنگ است ولی بی شخصیت ناخالص و خیانتکار است :النَّصیحَهُ مِن أخلاقِ الکِرامِ و الغِشُّ مِن أخلاقِ اللِّئامِ !در عفو و گذشت شتاب کند در حالی که بی شخصیت در انتقام گیری شتاب دارد :المُبادَرَهُ إلَی العَفوِ مِن أخلاقِ الکِرامِ و المُبادَرَهُ إلَی الانتِقامِ مِن شِیَمِ اللِّئامِ !به سوی نیکوکاری شتاب دارد :لِلکِرامِ فَضیلَهُ المُبادَرَهِ إلی فِعلِ المَعروفِ و إسداءِ الصَّنائعِ !اهل جود و بخشندگی است :سُنَّهُ الکِرامِ الجُودُ !اموال خود را به حقّ خرج می کند :یُنفِقُ مالَهُ فی حَقٍّ . إنّ للسَّخاءِ مِقداراً فإنْ زادَ علَیهِ فهُو سَرَفٌ !نیاز دیگران را بی خواهش برآورد :السَّخاءُ ما کانَ ابتِداءً !داوطلبانه محبت کند :التَّبرُّعُ بالمَعروفِ و الإعطاءُ قَبلَ السُّؤالِ !آنچه زیبنده او نیست فرو گذارد :تَرکُهُ ما لایَجمُلُ بهِ !به وطن خود علاقه مند است :حَنینُهُ إلی أوطانِهِ !دوستان دیرین را نگه می دارد :حِفظُهُ قَدیمَ إخوانِهِ !گناهان رابا بخشش می پوشاند :تغمد [تعمد] الذنوب بالغفران [بالکفران]از دنیایش به خاطر آخرت می گذرد :باع دنیاه بآخرته !از گناهان دوری می کند :تورع عن الذنوب !از عیب ها دوری می ورزد : تنزه عن العیوب !روانشناسی شخصیت سالم / قسمت سوم

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد