سیستم های کنترل کننده رفتار در مغز را بشناسید!


سیستم های کنترل کننده رفتار در مغز را بشناسید!

سیستم های کنترل کننده رفتار در مغز را بشناسید!

اساسا مغز از طریق دو مکانیسم متفاوت ولی مرتبط با هم رفتارهای انسان را تنظیم و کنترل می کند: (۱) جستجوی لذت و (۲) اجتناب و دوری از درد (کلا استرس مراکز لذت یا پاداش در مغز (The pleasure Centers): در طی سیر تکاملی برای تداوم بقا و متکامل تر شدن، بتدریج مراکزی در مغز شکل گرفته اند تا انسان را در این راستا به حرکت درآورد (ایجاد انگیزه). مهمترین سیستم انگیز݂ انسان، سیستم پاداش (reward) یا لذت بردن است. خوردن، خوابیدن، روابط و تقریباً تمامی اعمال ما به نحوی با این سیستم در ارتباط است. در این سیستم، انجام عملی یا رفتاری (خوب و خوشایند) باعث تحریک این سیستم پاداش و احساس لذت و خوشی خاصی در فرد می شود (در مورد هر رفتار و عملی آن احساس متفاوت و خاص است) و بدین ترتیب آن نیاز برطرف می شود. مثلا در مورد غذا معمولا در - - .. پی احساس گرسنگی هم از غذا خوردن لذت می بریم و هم گرسنگی مان برطرف میشود ولی در بسیاری موارد نظیر خوردن شکلات یا بستنی فقط برای لذت بردن - نه گرسنگی است. هر چند در این حالت نیز یک انگیزه و محرک ناخودآگاه وجود دارد. حال با این مقدمه ببینیم این سیستم چگونه کارمی کندسیستم پاداش یا لذت، یک شبکه عصبی بسیار پیچیده با مراکز و راه های عصبیمشخصی است که مهمترین آنها عبارتند از: Ventral Tegmental Area (باختصار- VTA)، قسمت هایی از سیستم احساسی عاطفی موسوم به سیستم لیمبیک (از جمله آمیگدال، هیپوکامپ و نوکلئوس آکومبنس)، قسمت هایی از هیپوتالاموس و قشر پیشانی مغز، پیامبرهای عصبی (نوروترانسمیترها) اصلی دخیل در سیستم پاداش عمدتاً ماده شیمیایی دوپامین و در بعضی قسمتها سروتونین، گلوتامین، گابا، نوراپینفرین و استیل کولین هستند.در این سیستم پاداش، VTA آغازگر، نوکلئوس آکومینس مرکز خواستن یا ولع و قشر پیشانی مغز مرکز کنترل احساسات و عواطف و تصمیم گیری و سایر قسمت ها مسئول درک احساسات و واکنش های بیولوژیک هستند. بدین ترتیب که وقتی پیامی (محرکی) به مغز وارد می شود (مثلاً غذا، تصویر، بو، صدا) و مفهومی خوشایند از قبل دارد (بر اساس حافظه قبلی  و پیش فرض اولیه  و بر داشت و درک قشر مغز VTA شدیداً تحریک می شود و این مرکز از طریق مسیر عصبی خاصی (موسوم به دسته یا طناب میانی پیش مغز Medial Forebrain Bundle به اختصار MFB) از طریق ترشح شدید دوپامین (و در برخی قسمت ها گلوتامین) مراکز دیگر این سیستم را تحریک کرده و باعث ایجاد یک سری تغییرات روحی روانی و جسمی (از حبس خوشایند و لذت بردن گرفته تا کاهش استرس و رفتارهای خاصی و تغییرات فیزیولوژیک) در شخص می شود.یکی از اساسی ترین و مهم ترین ویژگی های سیستم عصبی مرکزی (از جمله سیستم پاداش) خاصیت انعطاف پذیری و شکل پذیری آن (neuroplasticity) است و بر این اساس است که سطح و میزان فعالیت مراکز و مدارهای عصبی قابل کم و زیاد شدن هستند و از تبعات چنین ویژگی، پدیده های یادگیری (learning) وابستگی (dependency)، حافظه (memory)، تحمل (tolerance) و اعتیاد  است
  • سیستم یا مدار مقابله یا تنبیه (Punishment Circuit): برخلاف سیستم پاداش که در جستجوی لذت است، این سیستم برای مقابله با خطر یا تهدید فعال شده و منجر به بروز رفتار جنگ یا گریز و ایجاد احساسی خشم و یا ترس می شود و فرد را در برابر تهدیدات خارجی (و یا داخلی) آماده و محافظت می کند. این سیستم شامل نواحی مختلفی در اطراف بطن های مغزی (Periventricular System باختصار PVS)، خصوصاً هیپوتالاموس، آمیگدال و ماده سیاه است و نوروترانسمیتر اصلی دخیل در آن استیل کولین است.
  • ماحصل فعالیت این سیستم افزایش ترشح غدد فوق کلیوی (خصوصاً آدرنالین و کورتیزول) و در نتیجه آماده شدن بدن برای جنگیدن یا فرار کردن می باشد. معیارهای تشخیص و شناسایی عامل محرک به عنوان یک تهدید، بستگی به عوامل بسیار زیادی همچون فطری یا مادرزادی (نظیر ترسیدن و از جا پریدن با شنیدن صدای بلند ناگهانی)، خاطرات و تجربیات گذشته (ترس از حیوانات غیرخطرناک) و آموزه ها و داده ها (نظیر ترس از تاریکی یا خشمگین شدن در برابر بی احترامی) دارد. فعالیت شدید این سیستم باعث تضعیف و حتی مهار سیستم پاداش می شود.
  • سیستم مهار کننده رفتار (Behavioral lnhibition System باختصارBIS): زمانی که سیستم جنگ و گریز قادر به مقابله با استرس و موقعیت نامناسب نباشد، مغز از طریق این سیستم فرد را بر آن می دارد تا به صورت منفعل موقعیت ناخوشایند و نامطلوب را بپذیرد (به عبارت دیگر به نوعی سازش برسد). مشکل چنین سیستم دفاعی بدن در طولانی مدت کاهش قدرت سیستم ایمنی و توان مغزی و در نهایت اضطراب و یا افسردگی خواهد بود.
  • برای مثال وقتی تصور می کنیم که از طرف کسی در حق ما جفا و بی عدالتی شده است و قادر به گرفتن حق خود (جنگیدن) نیستیم و آن شخصی هنوز به نحوی در زندگی ما حضور دارد و امکان یا تمایل یا توانایی بخشش واقعی را نداریم (حل مسئله و پاک کردن موضوع از ضمیر ناخودآگاه) این سیستم فعال می شود. در چنین حالتی یک خشم و ناراحتی فرو خورده در ضمیر ناخودآگاه ما باقی میماند و از طریق افزایش مزمن کورتیزول (و دیگر مواد شیمیایی) بر بسیاری از فعالیت های مغز (از جمله یادگیری و آرامش روان) و بدن (افزایش برخی از بیماری های مزمن و جدی نظیر سرطان و یا بیماریهای قلبی عروقی و یا اختلال سیستم ایمنی) اثرات بسیار سوئی می گذارد.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد