شخص وسواسی آگاه به اعمالش نیست ، ولی چرا نمی تواند اعمالش را قطع کند؟


شخص وسواسی آگاه به اعمالش نیست ، ولی چرا نمی تواند اعمالش را قطع کند؟

شخص وسواسی آگاه به اعمالش نیست ، ولی چرا نمی تواند اعمالش را قطع کند؟

اساساً گفته اند رفتارهای اجباری، رفتارهای ارادی هستند. یعنی از دایرهٔ ارادهٔ فرد خارج نیستند. اما علت ناتوانی در قطع عمل اجباری عبارتند:۱- ترس۲- اضطرابترس از اینکه مبادا فرد نتواند طاقت بیاورد و در حین تحمالحال بد جان دهد.

 چه فرقی بین مردم عادی و افراد وسواسی دربرخورد با آلودگی یا نجاست وجود دارد؟

فرق فاحشی که بین مردم عادی و افراد وسواسی در برخورد بانجاست یا آلودگی وجود دارد، واکنش های هیجانی آنهاست.افراد وسواسی بر خلاف مردم عادی با دیدن نجاست یا آلودگی، مضطرب می شوند. نگرانی و ترس در چشمان آنها به وضوح دیده می شود دچار تپش قلب، لرزش دست و پا، افت فشار خون و حرکات غیرعادی می شوند. گاهی از شدت اضطراب، حواس بینایی و شنوایی و لامسه نیز دچار اشکال می شوند. یعنی چیزی را می بینند یا می شنوند و حس می کند که فکر : می خواهد، نه چیزی را که واقعاً وجود دارد. اگر افراد وسواسی با دیدن آلودگی یا نجاست واکنش هیجانی منفی نشان نمی دادند، به عنوان روان درمانگر، به آنها اجازه می دادم تا ابد بشویند، اگر چه آنان، این شویندگی را تا ابد ادامه نخواهند داد. بنابراین اولین تفاوت این دو گروه، در ترسی شدید از نجاست و آلودگی است.

چرا بعضی از بیماران وسواسی که از تماس با آلودگی ها اجتناب می کنند، قدرت وانگیزه اجتناب را ندارند؟

جواب این سئوال که هر روز در ذهن ما تکرار می شود، چرابعضی ها مثل خانم (پ -ن) سرانجام اجتناب را نشکستند و تسلیم اجتناب یا تسلیم عدم مواجه با عامل بیماری شدند را سرانجام در جواب تست M.M.P.I2| پیدا می کنیم. جواب تست این افراد از این قرار است: "به نظر محح رسد که وسواسلحه برلیت (فولد یح که البتناسب اJ نمیرح شکنند و در درمانت وnسول ساح همکاریت کافت نمحت کنند، کارساز است. یعنی این افراد در نقطه نا متعادلی به تعادل رسیده اند. و این تعادل معیوب، برای آنها با این مکانیسم، که "هرپحت باشد بهتر از آنت موقعیت است که تاش بب محت شستم "راضی می شوند. پس اگر وسواس برای فرد مبتلا، کارساز قلمداد شود، هر گز اجتناب را نخواهد شکست.خانم (پ -ن) اگر اجتناب را می شکست، در حقیقت تواضع را در مقابل همسرش، تجربه می کرد و چون نمی خواست از غرورش کم کند، در نتیجه تسلیم این اجتناب شکنی نشده، برون فکنی کرد و از دور درمان خارج شد. بنابراین اگر افراد نمی توانند اجتناب را بشکنند، یا انگیزه کافی برای درمان ندارند، یا اینکه وسواس برای آنها کارساز است. موقتاً درمان برای این افراد، نباید شروع شود. در کلاس های درمان گروهی شرکت کنند، با افراد مبتلا به وسواسی که در مراحل مختلف درمان هستند، مشارکت و ارتباطداشته به باشندتا آرام، آرام، آگاهی پیدا کنند. در صورت مصرف دارو، داروهارا تقلیل داده یا قطع کنند. تا با تجربهٔ اضطراب، احساس فشار بیشتری کنند و بتوانند از کارساز بودن این عامل اجتناب کنند. به عبارت دیگر، درمان این افراد، درمان اجتناب ناشی از کارساز بودن وسواس برای خود شان است، تا درمان وسواس

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد