ضمیر ناخودآگاه و هرآنچه باید درباره ان بدانید ….؟؟/قسمت دوم


 ضمیر ناخودآگاه و هرآنچه باید درباره ان بدانید ….؟؟/قسمت دوم
الگوی کلی سیم کشی ساختمان انجام می شود و در پایان بر حسب هر یک از وسایل الکتریکی به کدام کلید وصل شود، عملکرد میشود. مثلاً زدن یک کلید باعث روشن و خاموش شدن لامپ وسیله ای دیگری را بکار می اندازد.در مورد مغز نیز ساختار اصلی جنینی شکل می گیرد و بعد از تولد بتدریج مدارها و مراکزه شخصیتی فرد تکمیل و تثبیت می شوند. بطوریکه حدود ۸۰٪ وجودی فرد در همان ۸ سال اول شکل میگیرد که تقریبا تمام ضمیر ناخودآگاه قرار می گیرند. سه خصیصه یا جزء اصلی ضمیر از: احساس امنیت و اطمینان (پیوند عاطفی)، حرمت نفس ( توانمندی) و ابتکار و خودجوشی (هدفمند بودن، پذیرش مسئول و ...).نکته مهم در رابطه با مراحل تکاملی ضمیر ناخودآگاه، ترتیب ان ها است بدینمعنی که لازمه تکامل سالم و درست هر یک از اجزاء، تکامل درست جزء و خصیصه قبلی است. برای مثال اگر در ۱۸ ماه اول تولد پیوند عاطفی درست شکل نگرفته باشد، تکامل حرمت نفس فرد که در ۲ تا ۳ سالگی صورت میگیرد بدرستی انجام نخواهد شد و همینطور الی آخر.حال برای درک بهتر عملکرد ضمیر ناخودآگاه به ضرب المثل «مارگزیده از ریسمان سیاه سفید میترسد» توجه کنید. در این جمله یک واقعیت مهم نهفته است و آن نقش و عملکرد ضمیر ناخودآگاه است. توضیح این مسئله بدین ترتیب است که وقتی فرد از چیزی صدمه و آسیب جدی میبیند (در اینجا مار) در حافظه التزامی او (جزئی از ضمیر ناخودآگاه) تصویری از مار شکل می ببندد (در مورد حافظه بینایی در نواحی ارتباطی قشر مغز در پس سر) و بین آن ناحیه و مرکز ترس (واقع در قسمتی از دستگاه لیمبیک مغز موسوم به آمیگدال) یک ارتباط عصبی قوی برقرار می شود. حال اگر هر چیزی باعث تداعی مار در ذهن فرد شود (یعنی آن قسمت از حافظه بینایی مربوط به مار را شدیدا تحریک کند) پیام از آنجا به مرکز ترس فرستاده شده و آن جا را شدیداً تحریک می کند و تحریک این ناحیه باعث فعال شدن واکنش های ترسی در فرد می شود. اما به محض اینکه ضمیر خودآگاه فرد درمی یابد آن محرک دقیقاً همان چیزی که در ضمیر ناخودآگاه داشته نیست پیامی به مرکز ترس فرستاده و آن را مهار می کند و بدین ترتیب ترس شخص برطرف می شود.حال ببینیم چگونه ضمیر ناخودآگاه را میتوان اصلاح نمود. برخلاف تصور قبلی با پیشرفت های علمی معلوم شده است که مغز دارای خاصیت شکل پذیری (neuroplasticity) است. بدین معنی که می توان مدارهای مغزی را تا حدودی تغییر داد (اساساً مسئله یادگیری و حافظه براساس این پدیده صورت می گیرد). اولین قدم برای تغییر و یا اصلاح ضمیر ناخودآگاه، شناسایی الگو و چرایی عملکرد ضمیر ناخودآگاه در آن مورد خاصی است. اما در حالت عادی ضمیر خود اگاه از طریق مکانیسم های تدافعی از ورود ضمیر ناخودآگاه به سطح خودآگاه (یعنی مطلع شدن فرد از علت و چرایی آن) جلوگیری می کند که با حذف این اثر (از طریق هیپنوتیزم و یا بررسی خواب و رؤیا) می توان به آن دست یافت.در برخی از موارد فقط از طریق دانستن ریشه آن افکار و رفتار (آگاهی به ضمیر ناخودآگاه) مشکل برطرف یا بسیار ضعیف میشود. اما در بسیاری از موارد این مسئله کافی نبوده و بایستی از طریق شناخت درمانی یا رفتار درمانی و یا هر دو (و گاهی سایر روش های روان درمانی) الگوی جدیدی در ضمیر ناخودآگاه شکل گیرد و به اصطلاح سیمکشی مغزی مربوط به آن مورد خاصی از اول و بدرستی بازسازی شود (درست مثل اشتباه مهندسی که با زدن کلید لامپ، پنکه روشن شودضمیر ناخودآگاه و هرآنچه باید درباره ان بدانید ....؟؟/قسمت اول  

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد