عامل نگرانی را حذف کنید


عامل نگرانی را حذف کنید

عامل نگرانی را حذف کنید

 کسانی از شما که با کار و آثار من آشنایند میدانند که مقوله نگرانی به این سبب که به شدت ویرانگر است در بحث های من جایگاه ویژه ای دارد. در واقع همه کتاب به این موضوع که نگران نباشید، کسب درآمد کنید و بر احساس اضطراب خود غلبه کنید، اختصاص یافته است.در این کتاب من به نگرانی کمتر و موفقیت بیشتر اشاره کرده ام. در اینجا هم باتوجه به موضوع بحث، دلایل متعدد دیگری برای حذف نگرانی از زندگی تان ارائه داده ام. اول اینکه نگرانی به شدت استرس آمیز است. به این نکته فکر کنید که وقتی نگرانید چه احساسی دارید.نگرانی انرژی تان را از بین می برد. شما را تشویق میکند که به مسائل فکر کنید و اینکه چه زندگی دشواری دارید. به همین جهت وقتی نگران اید به شدت ناراحت می شوید. وقتی نگران اید تمرکز کردن برایتان دشوار می شود. تلاش کردن برایتان سخت می شود. نمی توانید بر روی کارتان متمرکز شوید. ذهنتان متوجه آینده است. به اشتباهاتی که در گذشته کرده اید فکر می کنید و در نهایت برای خودتان زحمت و گرفتاری پیش بینی می کنید. مثلاً ممکن است نگران باشید که رئیستان گزارش شما را مرور کند و بر آنایراد بگیرد. حال به جای اینکه بیشتر به کارتان توجه کنید در نگرانی باقی می مانید و کاری را که لازم است انجام نمی دهید. نگران اید که اگر رئیستان از شما ایراد بگیرد چه عواقبی به همراه خواهد داشت. به مشکلاتی که برای گزارش قبلی تان اتفاق افتاده فکر می کنید. در این شرایط ذهنتان پراکنده و آشفته می شود. به جای اینکه بر کارایی خود بیفزایید، به کارتان لطمه وارد می شود و احساس ناامنی بیشتری می کنید. مسلماً این احساس نداشتن امنیت خاطر را دیگران هم متوجه میشوند و رئیستان از تأثیری که دربر داشته در مطالعه گزارشتان دخالت میکند. ضمن آنکه نگرانی حالتی مسری است. وقتی نگران می شوید، دیگران متوجه نگرانی شما می شوند و به فکرشان میرسد که حتماً موضوعی برای نگران شدن وجود دارد. در نتیجه، پیامی منفی مخابره می شود و هراس ایجاد میکند. این هراس تولید احتیاط می کند و حتی خیالات و توهماتی را در پی دارد. وقتی افراد می ترسند زمینه برای رفتارهای نارسیستی و خودخواهانه فراهم می شود. الن که زمانی بسیار نگران بود، گل فروشی بزرگی را سرپرستی میکرد. او به من گفت که در زمان هایی همیشه نگران می شده، به خصوص وقتی مراسم بزرگی در پیش بوده تا اینکه سرانجام متوجه شد که باید تغییر کند. او به همراه سه نفر از همکارانش قرار بود گلهای جشن عروسی بزرگی را آماده کنند و او بیش از همیشه نگران بود. نگرانی اش از آن جهت بود که مبادا دستور سفارش را به اشتباه یادداشت کرده باشد و حال به شدت نگران بود که نتواند سفارش را به موقع تحویل دهد. او میدانست که اشکال بزرگی پیش خواهد آمد. به عجله از سمتی به سمت دیگری رفت و تن و بدنش میلرزید. سپس متوجه شد که همکارانش رفتاری مشابه او دارد او متوجه شد که نگرانی اش مسری بوده است. حال با این علم و اطلاع از این موضوع، او همکارانش را به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد. پس از نوشیدن قهوه بود که همه به آرامش رسیدند و وقتی به فروشگاه برگشتند، همگی کارایی اولیه خود را به دست آورده بودند. به این ترتیب برنامه هم به خوبی و خوش برگزار شد. وقتی نگرانی را کنار می گذارید، تغییر چشمگیری در شما ایجاد می شود. به عنوان یک مثال خوب می توان به موضوع سخنرانی برای جمع اشاره کنم. ممکن است سال ها به خود بگویید که صحبت کردن برای جمع چه دشوار است. می توانید بدترین صحنه ها را پیشبینی کنید. هر بار که این رفتار را نشان می دهید و بیشتر نگرانی تان تأیید می شود و شما بیشتر به این نتیجه می رسید که برای این کار نامناسب اید. با این حال بیشتر صاحب نظران به شما خواهند گفت اگر نگرانی را کنار بگذارید بهتر می توانید به نتیجه برسید. می توانید نتیجه بگیرید که صحبت کردن برای جمع تفاوتی با صحبت کردن برای یک شخص ندارد. اگر نگران نباشید، بهتر میدانید که چه باید بگویید وبهتر از خواسته های  جمع آگاه شوید.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد