نسخه کاملی از خودگرایی


نسخه کاملی از خودگرایی

نسخه کاملی از خودگرایی

  نوعی بیماری روانی در کودکان میباشد که علت آن کاملاً مشخص نشده است. احتمال میرود زمینه شیزوفرنی در والدین در بروز این بیماری در کودکانشان موثر باشد. اولین علائم بیمار بی علاقگی نسبت به والدین و افراد نزدیک خانواده است. 1. خودگراييطبق اين نظريه، آدميان تنها آنچه منفعت شخصي خويش مي‌دانند، انجام مي‌دهند يا به گفته هيوم، قائلان به اين نظريه معتقدند كه هيچ ميل و انفعالي در آدمي بي‌غرضانه نيست و كريمانه‌ترين دوستي‌ها نيز، هر قدر صميمانه باشد، حالتي است از حب ذات (حب نفس يا خود دوستي). و ما در همان حال كه علي الظاهر سخت سرگرم چاره‌انديشي براي آزادي و خوشبختي آدميانيم، گرچه نادانسته، تنها در پي سودِ خود هستيم.2. حب ذات به معناي خوددوستي، خودگرايي يا حب نفس است كه به چند شكل متصور است:الف‌ـ خودگرايي يا حب ذات، به عنوان منشأ ادراك، حيات، شعور و اراده انساني (برداشت روان‌شناختي و فلسفي).ب‌ـ خودگرايي و حب ذات به معناي دوست داشتن يا عمل نمودن تحت اداره و سرپرستي قواي عقل، متناسب با اصل خلقت (خودگروي مثبت).ج‌ـ‌ حب ذات يا خودگرايي به معناي دوست داشتن و عمل نمودن طبق نيازهاي حيواني (خودگروي منفي و منشأ رذايل اخلاقي).3. خودگرايي روان‌شناختي«Egoism» از واژه«Ego» به معناي خود گرفته شده و در فارسي به خوددوستي، خودخواهي وخودانگاري نيز ترجمه شده است. اين اصطلاح به رغم مشابهت با«Egotism»، به معناي گرايش به انديشيدن به من و خود (خودستايي) و عشق انحصاري و بيش از حد به خويشتن نيست.خودگرايي روان‌شناختي نظريه‌اي در باره انگيزه كارها و رفتارهاي انسان بوده و مدعي است كه همه اميال غايي انسان‌ها خودمحور هستند. از اين نظر، تنها چيزي كه هركس قادر به خواستن يا طلبيدن آن است، در نهايت همان منافع شخصي خود اوست. و اساساً انسان به لحاظ رواني نمي‌تواند كاري انجام دهد كه به نفع شخصي خودش نباشد.البته هيچ فردِ معتقد به خودگرايي روان‌شناختي منكر آن نيست كه مردم، گاه غير از رفاه و نفع خود، به امور ديگري همچون رفاه يا خوشبختي ديگران تمايل دارند، اما آنها تأكيد مي‌كنند كه مردم تنها در صورتي مي‌توانند به رفاه يا خوشبختي ديگران تمايل داشته باشند كه آن را وسيله‌اي براي خوشبختي خود بدانند. در واقع، اميال دگرمحور به گونه‌‌اي ابزاري وجود دارند؛ ما تنها از آن رو به فكر ديگران هستيم كه تصور مي‌كنيم، رفاه و خوشبختي آنها نتايجي براي رفاه و خوشبختي خود ما به همراه خواهد داشت.خودگرايي مي‌گويد: هركسي بايد به گونه‌اي عمل كند كه خير يا رفاه بلند مدت خود را به حداكثر برساند. به تعبير ديگر، خودگرا كسي است كه معتقد است انسان‌ها فقط نسبت به خودشان مكلف‌اند و تنها وظيفه آنان اين است كه در خدمت نفع شخصي خود باشند.روشن است كه اين نظريه ادعايي، توصيفي است نه توصيه‌اي و هدف آن اين است كه روشن سازد چه چيزي انسان‌ها را به انجام كارهايشان برمي‌انگيزاند و هرگز در مقام بيان خوب يا بد بودن اين گونه انگيزه‌ها نيست و از اين رو، متفاوت با خودگرايي اخلاقي است كه درصدد توصيه آرمان‌هاي اخلاقي و بيان درست يا نادرست بودن اعمال و رفتارهاي اخلاقي است. بر اساس نظريه خودگرايي روان‌شناختي، ما طوري ساخته شده‌ايم كه همواره درپي سود يا رفاه خودمان هستيم يا هميشه كاري انجام مي‌دهيم كه گمان مي‌كنيم بيشترين غلبه خير بر شر را به ما مي دهد. به گفته باتلر، اين سخن بدين معناست كه «حب ذات» تنها اصل اساسي در سرشت آدمي است. در مجموعه‌اي از تعابير جديد، اين بدان معناست كه «خود ارضايي»، هدف غايي همه فعاليت‌هاست يا اصل لذت، انگيزه اصلي هر فرد است.4. خودگرايي اخلاقيخودگرايي اخلاقي، مربوط به آن چيزي است كه باتلر، «حب ذات» و طرف‌داران فرويد، «خود» ناميده‌اند. خودگرايي اخلاقي نظريه‌اي است كه مي‌گويد عمل و رفتار شخص براي تأمين نفع شخصي، حتي در صورتي كه نفع شخصي او در تعارض يا غير قابل جمع با منافع شخصي ديگران باشد، به لحاظ اخلاقي درست و به تعبير ديگر، ستوده است. از اين رو، هركس بايد به گونه‌اي رفتار كند كه خير يا رفاه بلند مدت خود را به حداكثر برساند.براساس اين ديدگاه، تنها خير يا خوبي‌اي كه بايد هدف غايي فرد در كارها و رفتارهايش باشد، خير و خوبي خود اوست. در واقع، انسان‌ها تنها نسبت به خودشان مكلف هستند و تنها نظريه‌اي كه دارند اين است كه در خدمت نفع شخصي خود باشند. بنابراين بايد متناسب با اهدافمان، خودگراي اخلاقي را اين گونه تعريف كنيم: «معتقد است هر كسي با معيار سود دراز مدت خودش، بر حسب خير و شر، عمل و حكم مي‌كند».

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد