نقش مذهب دردرمان و پیشگیری از بیماریهای روانی


نقش مذهب دردرمان و پیشگیری از بیماریهای روانی

نقش مذهب دردرمان و پیشگیری از بیماریهای روانی

 مذهب به معنای راه و محل رفتن است و در اصطلاح به آئین و دین ادمی نیز مذهب گفته میشود. به عبارت جامع تر، به روش و برنامه ای که یک فرد در زندگی خود پیشه کرده و جهان و آینده و گذشته را براساسی آن تفسیر می کند، مذھب گفته می شود.  مذهب معمولأ ۲ بعد دارد: بعد جهان شناختی یاجھان بینی و بعد تکلیفی یاایدئولوژی۔ شکل میگیرد، یعنی محیط با فشارهای خاصی که بر انسان می آورد او را با خود همسو کرده و باورهای خود را به او منتقل میسازد و از دوران کودکی او را با این گونه باورها از لحاظ روانی شکل می دهد.نیروی شهوت (غرایز) با حیوانات مشترک می باشد و تنها در صورت اعتقاد به خدا و تقید به پیروی از دستورات او امکان شکوفایی بعد انسانی او که به نام فطرت نامیده می شود، پیدا میگردد و حالت آرامش در او پدید می آید.  به تازگی در میان روانشناسان، گرایش هایی پیدا شده است که طرفدار توجه بیشتر به دین برای سلامت روان و درمان بیماریهای روانی است. آنها معتقدند، در ایمان به خدا نیروی خارق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان متدین میبخشد و در تحمل سختی های زندگی او را کمک میکند و از نگرانی و اضطرابی که بسیاری از مردم قرن مادر معرضی ابتلای آن هستند دور میسازد.  در همین رابطه، ویلیام جیمز، فیلسوف و انسان در زندگی وجود داشته باشد، فقدان ایمان، زنگ خطری است که ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد» و در جائی دیگر میگوید: «همانطور که امواج خروشان و غلتان اقیانوسی نمی تواند آرامش ژرفای آن را برهم زند و امنیت آن را پریشان سازد، شایسته است که دگرگونی های سطحی و موقت زندگی، آرامش درونی انسانی را که عمیقا به خدا  ایمان دارد بر هم نزند زیرا شخصی که به خدا ایمان دارد توازن  شخصیت را  حفظ میکند همواره آماده مقابله با مسائل ناخوشایندی است که احتمالا روزگار برایش پیش می آورد.» اصولاً ایمان، تأثیر بسزائی در نفس انسان دارد چرا که اعتماد به نفس و امنیت و آرامش را در نفس او مستقر میسازد و در درونش آسودگی خاطر به وجود میآورد و انسان به این ترتیب غرق در احساسی خوشبختی می شود.  مؤمنی که حقیقتا به خدا ایمان دارد از هیچ چیز در این دنیا نمی هراسد چون میداند که تا خدا نخواهد هیچ شر و آزاری به او نمیرسد و تا خدا نخواهد هیچ انسان و یا قدرتی در دنیا قادر نیست به او ضرری رساند یا خیری را از او منع کند. به همین دلیل مؤمن واقعی، انسانی است که امکان ندارد ترسی یا اضطراب بر او چیره شود. وی از مصائب روزگار و حوادث دهر نمی هراسد. او از گرفتار شدن به امراض یا پیش آمدن حوادث ناگوار و وقوعفاجعه باکی ندارد زیرا عقیده دارد که حوادث خوب یا بدی که برای مردم روی میدهد، آزمایشی از طرف خداوند است تا معلوم شود چه کسانی در هنگام شادی و گشایش سپاس میگویند و یا به وقت گرفتاری، صبر پیشه میکنند.  به همین دلیل است که مؤمن، هنگام گرفتار شدن به بالا و شر، شکوه وزاری نمیکند، بلکه صبر و بردباری را پیش میگیرد و خدا را شکر میکند و از او میخواهد که شروگرفتاری را از او دور سازد.  مؤمن واقعی غم و اندوه خود را آشکار نمیسازد و در خاطرات اندوهناک گذشته، زندگی نمیکند و برای چیزهای از دست رفته افسوس نمی خورد. با توجه به این مسائل تعجبی ندارد که یک مؤمن واقعی همواره دارای امنیت خاطر روانی و آرامش قلبی و وجودش لبریز از احساس رضایت و آرامش خاطر باشد. قرآن برای پرورش شخصیت مردم و ایجاد تغییر در رفتار آنان، روش کار و ممارست عملی در زمینه افکار و عادات جدید رفتاری را که در نظر دارد در نفوس آنان تحکیم بخشد، به کارگرفته است و خداوند متعادل به همین منظور عبادات مختلفی همچون نماز، روزه، ذکات و حج را واجب کرده است.  انجام منظم و مرتب این عبادات در اوقاتی معین، اطاعت از خداوند و امتثال اوامر الهی را به مؤمن یاد می دهد و باعث می شود که او همواره با خضوعی کامل در تمام کارها به خداوند نظر داشته باشد. همچنین صبر و تحمل سختی ها و جهاد با نفس و تسلط برخواسته ها و خواهش ها و اظهار محبت و نیکی به مردم را به او می آموزد و روحیه همکاری و همبستگی اجتماعی او را رشد می دهد. شکی نیست که انجام مخلصانه و منظم این عبادت ها باعث می شود که مؤمن بتواند چنین خصوصیاتی را تحصیل کند، خصوصیاتی که پایه های درست سلامت روانی او را تشکیل میدهد و او را از ابتلاء به بیماری روانی حفظ می کند.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد