پرده بکارت و شب زفاف / قسمت اول


پرده بکارت و شب زفاف / قسمت اول

پرده بکارت و شب زفاف

  پاره شده پرده بکارت، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده   است که باید آن را آغاز «زنانگی» و پایان «دوشیزگی» شمرد. تازه عروس بنا به طبیعت، از نخستین مقاربت اکراه و هراس دارد و علت آن معمولاً درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش، خودداری و صبوری تازه داماد باشد خیلی جزئی است.  غالباً خود عروس نیز نمی داند علت این هراس و اکراه در چیست؟ در واقع تازه عروس در این مرحله از زندگی دچار نوعی «شرم» نیز است. همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد. در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشوئی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسئولیتها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این ترس ها، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد، قابل ملاحظه و شایسته توجه است. این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد. بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است.  معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد. ما می گوئیم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را بتدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن جبر، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند.  در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه، چندان او را خسته و دل آزرده میکند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشوئی آثار آن بر جای می ماند. از نظر روان شانسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود. زیرا اغلب منشاء و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.  در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی را تجربه نمی کنند، آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تألمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است. بسیاری از امراض دیگر همچون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالباً در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد. به خاطر همین است که باز تکرار می کنیم در نوازش، مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب زفاف به هیچ وجه نباید کوتاهی کرد.  هیچ دختری فطرتاً مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگری مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شب های متعدد، زفاف را به عقب انداخته تا عروس به تماس جسمانی خوبگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی باشد.  لازم به ذکر است که عمر انسان، آنقدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروائی خواهد انجامید. در اینجا بایستی یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس وسستی در رفتار، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد. اصولاً عروس وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم استطبیعتاً می خواهد بر او ظفر یابند ولی بهتر است بدانید که بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و داماد باید با فراست دریابد که هنگام مقاربت فرا رسیده است. به طور کلی در هفته های اول ازدواج نباید برای نزدیکی زیاد پافشاری کرد، به جزء آنکه عروس خود ابراز تمایل کند. شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند که مبادا همسر اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد. شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد. پرده بکارت و شب زفاف / قسمت دوم

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد