کلیاتی مهم در ارتباط با خود کشی /قسمت دوم


کلیاتی مهم در ارتباط با خود کشی /قسمت دوم
از جنبه روانی نیز تقریبا ۹۵ درصد بیمارانی که اقدام به خودکشی میکنند از بیماری روانی خاصی رنج میبرند، اختلالات افسردگی ۸۰ درصد موارد را شامل میگردد؛ اسکیزوفرنی ۱۰ درصد و دمانس ۵ درصد دیگر را تشکیل میدهند، مبتلایان به افسردگی هذیانی بالاترین خطر خودکشی را دارا هستند.به طورکلی خطر خودکشی در بیماران افسرده ۱۵ درصد است. خطر خودکشی بیماران روانی ۳ تا ۱۲ بار بیشتر از افراد غیربیمار است که در این بین نیز بیشترین میزان در افسردگی دیده می شود. در بین بیماران روانی، خودکشی بیشتر در افراد جوان (حدود ۳۰ سالگی) و در زنها دیده می شود. بیشترین زمان احتمال خودکشی در بیماران بستری در بیمارستان روانی، هفته اول میباشد، سه تا پنج هفته پس از بستری شدن، این احتمالی به حد جمعیت عادی میرسد. اختلال خلقی (افسردگی) حداکثر رابطه را با خودکشی دارد. بیماران مبتلا به افسردگی بیشتر خود را در اوایل سیر بیماری میکشند (و سپس در اواخر بیماری) و مردها بیشتر از زنها خودکشی میکنند. در بیماران اسکیزوفرنیک نیز خطر خودکشی بالا بوده و تا ۱۰ درصد آنها خودکشی  می کنند. اکثر این بیماران در سال های اول بیماری خود انتحار میکنند و نسبتاً جوان هستند. حدود ۵درصد موارد خودکشی در این بیماران مربوط به مردان مجرد است. عوامل خطرآفرین در این بیماران عبارتند از سن پائین، جنس مذکر، تجرد، سابقه اقدام به خودکشی، افسردگی و ترخیص اخیر از بیمارستان. بهترین شاخص افزایش خطر خودکشی در یک بیمار، سابقه اقدام به خودکشی است. بیشترین احتمالی خطر، در ۳ ماه اولی پس از اقدام به خودکشی ناموفقی است.علت شناسی۱- عوامل جامعه شناختی اولین تلاش اساسی در مطالعه خودکشی در اواخر قرن گذشته به وسیله جامعه شناس فرانسوی امیل دورکیم صورت گرفت. وی خودکشی را به ۳ گروه اجتماعی تقسیم نمود: ۱) خودخواهانه رابطه قوی با گروه اجتماعی خاصی ندارد (نظیر خانواده، مذهب، روابط اجتماعی و...)؛ ۲) دیگرخواهانه (Altruistic): مشخص کننده گروهی است که استعداد به خودکشی آنها از وابستگی شدید اجتماعی ناشی می شود؛ و ۳) ناشی از بی هنجاری (Anomic): در این حالت، وابستگی افراد با جامعه دچار آشفتگی بوده و لذا از هنجارهای مرسوم رفتاری دور افتاده ا ند. بی هنجاری می تواند توضیحی برای میزان بیشتر خودکشی در بین افراد طلاق گرفته در مقایسه با افراد متاهل باشد.۲- عوامل روانیفروید خودکشی را حد اعلای افسردگی و افسردگی را به معنی نفرت از خویش، که به علت نفرت از یک شیء مورد علاقه ایجاد می شود، میداند. سه جزء احساس خصومت در خودکشی را میلی به کشتن، میل به کشته شدن، و میل به مردن ذکر میکند و خودکشی را در اثر تغییر جهت دادن خشم فرد نسبت به شخصی دیگر، بیان میکند.۳- عوامل فیزیولوژیکیاز این عوامل می توان به ژنتیک و میانجی های شیمیائی (مثل کمبود سروتونین و مونوآمین اکسیداز پلاکتی) اشاره کرد.ارزیابی خطر خودکشیملاحظات کلی هر پرستاری باید بتواند خطر خودکشی را ارزیابی کند. شرط اول این است که به طور مستقیم و با مهارت در مورد قصد خودکشی بیمار سوالی شود. شرط دوم اگاهی در مورد عواملی کلی بالا برنده خطر خودکشی است. پرسشی از بیمار در مورد افکار خودکشی، خطر خودکشی را بالاتر نمیبرد. برعکسی اگر بیمار قبلا به فکر خودکشی بوده است، وقتی چنین سؤالی از جانب پرستار مطرح می شود احساسی خواهد کرد که او را بهتر درک میکنند و همین احساسی، خطر خودکشی را کاهش میدهد. اگر شخصی قبلاً به فکر خودکشی نبوده است، پرسش دقیق و ماهرانه رفتار خود آزارانه را به وی القاء نخواهد کرد.کلیاتی مهم در ارتباط با خود کشی /قسمت اولکلیاتی مهم در ارتباط با خود کشی /قسمت سوم

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد