کمی بیشتر با اخلاط اربعه اشنا شوید …؟؟


کمی بیشتر با  اخلاط اربعه اشنا شوید …؟؟

 کمی بیشتر با  اخلاط اربعه اشنا شوید ...؟؟

 تفصیل اخلاط اربعه: چهار خلط است که در وجود انسان تشکیل یافته است که سبب حیات و ممات شخص می باشند و دانستن طبع و مزاج هر یک از آنها برای حفظ سلامتی خیلی مؤثر است.باید دانست که مقصود و غرض از طب دو چیز است و تمام کتبی که درباره طب نوشته شده خالی از این دو نیست اول آنکه بوسیله آن صحت و سلامت اشخاصں تأمین گردد. دوم رفع علل و مرضں از بدن شود۔ اکنون برای انکه بدانیم که چه چیزهائی را باید بخوریم و از چه چیزهائی پرهیز کنیم و کدامیک از خوراکی ها موافق مزاج و کدام یک مخالف طبع است.  و بعد چنانچه کسالتی یا رنجی رخ داد به چه وسیله ای و با چه دوا و غذا خود را از این مرضی نجات دهیم.  آنجائی که طبایع اشخاص مختلف و هر وجودی حالت و طبع بخصوصی دارد. یکی صاحب طبع گرم و یکی سرد و یکی خونی . و دیگری صفراوی و یکی سودائی و آن یکی بلغمی، این چهار عنصر (خون، بلغم، سودا، صفر) میباشند که اخلاط اربعه را تشکیل داده اند و هر یکی از اخلاط علامت مخصوصی در بدن دارد که هر کدام از آنها رل مهمی را بعهده دارند. بسا مسائل مهم طبی را میتوان با دانستن اینها حل کرد لذا لازم است که ابتدا حالت اخلاط اربعه که غرضی همان چهار خلط است بطور اختصار در چند جمله بیان شود تا راهنمای خواننده شده و نتایجی را که میباید از این کتاب (از لحاظ طب قدیم) و غذاها و دواها گرفته شود. چه اگر کسی طبع و مزاج خود را نداند و این فصل را نیکو بخاطر نسپارد سودی را که باید از این کتاب از لحاظ مداوا نخواهد برد و بر صحت خود نمی تواند امیدوار باشد و اگر شنیده باشید قدیمی ها میگفتند که هرکس باید طبیب خود باشد.همانطوریکه گفته شد هر یک از اخلاط علامت مخصوصی دارند که بتوسط همان علامت شناخته میشوند که ماده مرضی اشخاصی از کدام خلط است که سبب بروز مرض شده و هر یک از اخلاط مزبور غلبه نماید باعث مرضی می شوند. چنانچه خون به تنهائی در بدن زیادتی و یا کثیف شود (خون سوخته) نامند و علامتش سنگینی سر و خمیازه دهن و چرت زدن و بروز دمل و جوش در بدن و خون آمدن از بینی و از بن دندان و غیره وکسل و گاهی درد در اعضاء و اگر گرمی هم ضمیمه باشد باید با سردی معالجه نمود چون طبیعت خون گرم و تر است و سردی عبارتست: از سرکه، سماق، آبغوره، گلابی، گشنیز، گل سرخ، فصد و حجامت و غیره.اگر بلغم غلبه کند: علامتش سفیدی بدن و نرمی و سردی پوست بدن و ضعف هضم و آروغ ترش و بسیاری خواب و کندی حواس و آمدن لعاب از دهان و آب بینی و طبیعت بلغم سرد و تر می باشد و باید با چیزهای گرم و خشک که ضد بلغم می باشد معالجه نمود مانند عسل و نخود و بابونه و شنبلیله و ریحان و شویت و نمک و غیره.اگر صفراد غلبه کند: تشنگی و عطش و سوزش و زردی چشم و تلخی دهان و خشکی و درشتی زبان و ضعف اشتها و غثیان و قشعیره از علامات ان میباشد. طبیعت صفرا گرم و خشک است باید با اشیاء سرد و ترکه ضد صفرا است معالجه نمود مانند الو و آلبالو و اسفناج و هندوانه و کاهو، اسفرزه و خرفه و غیره.اگر سوداغلبه کند: علامت سودایبوست و خشکی بدن و درشتی و لاغری و بی رونقی است طبیعت سودا سرد و خشک است و باید با گرمی و تری که ضد سودا میباشد. معالجه نمود مانند انجیر و هویج و روغن زیتون و شیرینی ها و پرهیز عمومی از غذاهای مولد سودا مانند عدس بادمجان سیر و پیاز خام گوشت کهنه و گوشت گاو، ماهی، غذاهای شور، کلم قمری، کلم پیچ و گل کلم و هر غذا و شربت که غلیظ باشد مثل کله پاچه، سفیده تخم مرغ و برنج آبکش نکرده که لعاب دارد مانند کته و دمپخت و حلیم.اگر  رنگ صورت و چشم سرخ باشد خون غالب شده اگر رنگ چهره و چشم زردرنگ باشد صفرا غلبه کرده اگر رنگ پریده و سفید مهتابی باشد بلغم فزونی نموده اگر رنگ قیافه خفه و تیره باشد سودا زیاد شدهخلط‌های چهارگانه (یا اخلاط اربعه یا گشن‌های چهارگانه) عبارت است از هر یک از چهار مایع خون یا دم ، زردآب یا صفرا، سودا یا زردآب سوخته یا صفرای سیاه و بلغم.مقدار و نسبت ترکیب این اخلاط در بدن هر شخصی و در اندامهای هر فردی، یکی از چهار طبع (nature) یا مزاج (temperament) گرم (حار، در واژه: حاره)، سرد (برد، در واژه:مبرد)، تر (رطب، در واژه:مرطوب)، خشک (یابس، در واژه:یبوست) را بوجود می‌آورد؛ این نظریه ریشه و اساس پزشکی سنتی ایران را تشکیل می‌دهد. بدین معنی ساده که اگر کسی سوخت و ساز بدنش بالا باشد مزاجش گرم است.اگر شخصی رطوبت بدنش زیاد باشد مزاجش مرطوب است و افرادی هم دارای مزاج سرد و یا مزاج گرم هستند، البته مزاج افراد معمولاً ترکیبی از دو مزاج است مانند کسی که بدنش در هنگام لمس گرم و مرطوب است دارای مزاج گرم و مرطوب می‌باشد، و افرای هم داری مزاج گرم و خشک، سرد و مرطوب، سرد و خشک باشند. مزاج شناسی (temperamentology) یک نوع تخصص در طب سنتی ایران است.اخلاط جمع واژه خلط است، به همین دلیل به طب سنتی ایران طب اخلاطی هم گفته می‌شود.و نیز از هر کدام از خلط‌های فوق طبایع و مزاجهای چهارگانه به وجود می‌آید و به همین منوال هر کدام از طبایع مثال جهان بیرون و نماینده فصل‌ها و عناصر چهار گانه موجود در طبیعت هستند به ترتیب :خون یا دم گرم و تراست، فصل بهار وهوا نیر گرم و تر هستند، صفرا گرم و خشک است، تابستان و آتش هم گرم و خشک اند، سودا سرد و خشک است، پاییز و خاک هم سرد و خشک می‌باشند، بلغم سرد و تر است، زمستان و آب هم سرد و تر هستند.معنی عنصر در پزشکی سنتی ایرانی با معنی عنصر در جدول مندلیف فرق دارد و شامل:آب، خاک، هوا و آتش است. اساتید فلسفه می‌گویند که طب اخلاطی بخشی ار فلسفه بوده و بنابر این طب سنتی برگرفته از طبیعیات فلسفه‌است.تاریخ طب سنتی ایران نشان می‌دهد که بیشتر پزشکان سنتی فیلسوف بوده‌اند (مانند ابن سینا ورازی).
طب اخلاطی مکتب طبی است که بر اساس طبایع چهارگانه که آن هم بر اساس اخلاط چهارگانه بنا شده است.[۸] مکتب اخلاطی به نوعی شاخه‌ای از فلسفه (طبیعیات فلسفه) است.
در پزشکی نیاکان (طب سنتی) مراحل گوارش (هضم) خوراک (غذا) به چهار مرحله تقسیم می‌گردد که آنرا گوارش چهارگانه (هضم‌های اربعه) می‌نامند، در اثر این فرایند خوراک خورده شده به خلط (چهار مایه (ماده یا مایع روان: خون، زرد آب، بلغم و سودا) می‌شود که این مواد به آرامی جذب بافت‌ها و یاخته (سلول)ها می‌شوند. 

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد