یک ویروس خطرناک در زندگی زناشویی,تعصب افراطی و غیرمنطقی


یک ویروس خطرناک در زندگی زناشویی,تعصب افراطی و غیرمنطقی

یک ویروس خطرناک در زندگی زناشویی,تعصب افراطی و غیرمنطقی 

 این ویروس که بسیار خطرناک است و به علت شکست، تردید به طرف مقابل، نداشتن صراحت و صداقت، وسواس فکری، قضاوت های کورکورانه و بدبینی پدید می آید. راه درمان آن، احترام به آزادی و ویژگی های طرف مقابل، داشتن صراحت کامل، بررسی منطقی و آرام مسایل، قاطی نکردن مسایل مختلف با همدیگر، روشن فکری، اعتماد و اطمینان قلبی به طرف مقابل و گذشت است.در رابطه زناشويي براساس 3 مبنا بدبيني به وجود مي‌آيد و در صورت داشتن زمينه فكري و روحي به‌عنوان يك بيماري آزاردهنده، خودنمايي مي‌كند. حركت‌هاي مشكوك يا رفتارهايي كه هيچ‌ توجيه و توضيحي ندارد، نخستين مبناي ايجاد بدبيني در روابط زناشويي است كه براي محو آن زن يا شوهر بايد بلافاصله براي شفاف‌سازي موضوع اقدام كنند و اجازه ندهند فرآيندهاي منفي در فكر طرف مقابل انباشته شود.تحريكات اطرافيان و بدگويي‌هاي آنها با هدف متلاشي كردن روابط عاطفي و زناشويي يا تسويه‌حساب‌هاي قبلي، دومين محور ايجاد بدبيني و سومين علت در اين زمينه سوابق ذهني و تجربه‌هاي منفي فرد از گذشته است. گاهي هر 3 محور گفته?شده به‌طور متمركز در يك رابطه زناشويي ظاهرمي‌شود و هنگامي كه با باورهاي پوسيده و غلط همراه شود، خشم آميخته با تعصب، فرد را وادار به انجام رفتارهايي مي‌كند كه بخش اعظم آن ناشي از ناهنجاري‌هاي رفتاري و بيماري روحي و رواني است.در باورهاي ديني ما تعصب‌هاي جاهلي و اقدام بر اساس آنها، مذموم و زشت قلمداد مي‌شود و معتقدان به دين اسلام به انديشه منطقي، تحقيق و پذيرش يك اصل به دفعات دعوت شده‌اند. در بسياري از قتل‌هاي مرتبط با روابط زناشويي كه در بخش جنايي آنها را «قتل‌هاي ناموسي» قلمداد مي‌كنيم، محرك اصلي، باورهاي متعصبانه همراه با رويش بذرهاي بدبيني در ذهن است و در بسياري از موارد فرد بعد از ارتكاب جرم و درمان به پوچ و بي‌اساس بودن رفتارهاي خود پي مي‌برد و عذاب وجدان بر تمام دردهاي وي اضافه مي‌شود.در بسياري از موارد در قتل‌هاي مشابه، فرد خود در جايگاه قاضي و مجري قرارمي‌گيرد و بدون اعتنا به ضوابط قانوني و شرعي دست به رفتاري مي‌زند و باعث ويراني كاشانه خود و التهاب در احساسات جامعه مي‌شود. فاصله گرفتن از ارزش‌هاي اخلاقي، كمرنگ‌بودن باروهاي ديني، رشد و تربيت در خانواده‌هاي متلاشي يا قرارگرفتن در كوران تربيتي افكار تعصب‌آميز، اصلي‌ترين پايه‌هاي رفتاري در وقوع جنايات ناشي از تعصب است.چرا يك فرد براساس برداشت‌هاي شخصي خود حكم مرگ يك انسان ديگر را صادر مي‌كند بدون آنكه اقدام‌هاي اوليه و گام‌هاي مقدماتي را برداشته باشد؟ جنايت سعادت‌آباد، قتل پل مديريت، موضوع قتل يك همسر در كلاس دانشگاه و در مقابل چشمان حيرت‌زده دوستان، بار ديگر زنگ هشدار را براي پايين‌آوردن آستانه عقل به صدادرآورد. جاي خالي مهارت‌هاي زندگي مخصوصا در كنترل احساس‌ها و مديريت هيجان‌هاي فكري باعث بروز حوادث و فجايعي مي‌شود كه آثار منفي آن در افكار عمومي سال‌هاي سال باقي مي‌ماند.كالبدشكافي حادثه دانشگاه كرمان، اين فرصت را براي زوج‌هاي جوان به وجود مي‌آورد كه دريابند اقدام براساس تعصب با فرمان گرفتن از افكار منفي بدبينانه چه نتايج شومي به دنبال دارد. بر فرض صحت ادعاي قاتل، اگر قرار باشد همه افراد جامعه خود در جايگاه اجراي قانون قرار بگيرند، جامعه دچار به‌هم‌ريختگي اجتماعي و بي‌سازماني رفتاري خواهدشد بنابراين لازم است اين‌گونه فجايع بيشتر مورد كالبدشكافي و كارشناسي قرار ‌گيرند.

دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد